هويداست . به طورى كه وقت بيرون شدن از خانه براى انجام مهمّات نمىتوان او را پوشانيد . اين منحصر است به چادر و نقاب . اينك براى استفادهء اهل علم ، عبارت كنز العرفان را عينا نقل مىنماييم :
قيل المراد بالظاهر ، الثياب فقط و هو الأصحّ عندى ، لإطباق الفقهاء على أنّ بدن المرأة كلّها عورة الّا على الزوج و المحارم ؛ فعلى هذا ، المراد بالباطنة : الخلخال و السوار و القرط و جميع ما هو مباشر للبدن و يستلزم نظره نظر البدن ؛ و أما باقى الأقوال فى ذلك - فهى : أنّه الوجه و الكفان ، او الكحل و الخضاب أو الخاتم . و أنّه انّما تسومح فيها للحاجة الى كشفها - فضعيفة لا تحقيق لها ؛ فانّه ان حصل ضرورة و لزم حرج فذلك هو المبيح لا الآية ، و الّا فلا وجه لذلك . « 1 »
اگر گفته شود در بعض اخبار پوشانيدن صورت و كفّين را استثنا فرموده ، گوييم : اين در حال نماز است نه در وقت حضور نامحرم ؛ و از اين جمله مكشوف افتاد كه در صورتى كه ظاهر ساختن زينتها بر زنها حرام است ، كشف رخسارههاى زيبا و دستهاى بلورين ، گردن و سينههاى مرمرين براى جلب و جذب جوانان جگرسوخته به طريق اولى حرام خواهد بود ؛ بالاخصّ با اوضاعى كه امروز مشاهد و محسوس است .
جملهاى ديگر از مندرجات حبل المتين : زنان اروپايى تا اوايل قرن بيستم حق رأى در انتخابات را نداشتند ؛ ولى پس از اينكه در علم و دانش به حقوق خود پى بردند ، در پرتو سعى و عمل ، اصل تساوى مرد و زن را در مقابل قانون حقوق پيش برده ؛ الى آخر .
نويسنده بر خلاف اصل اصيل و ناموس عالم خلقت و طبيعت كه بر حسب سنّت جاريهء الهيه در عرصهگاه هستى جارى و سارى است
« وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا »
« 2 » تأسيس اصلى كرده ، بىاندازه شگفتانگيز و حيرتآور است . اختلاف انواع و اصناف و طبقات موجودات ، بالاخص بنى نوع انسانى ، خود يكى از لوازم نظام اصلح اكمل عالم وجود است ؛ چنانچه ما سال اول اين مؤسسهء دينيه مدلّل داشتيم ، در اينجا هم بهطور اجمال مىگوييم : استحكام اساس مدنيّت بشر موقوف است بر اينكه طبقات مردم در اصل سرشت و خلقت متفاوت و مختلف باشند تا هر قومى بر حسب استعداد وجوديهء خود ، كارى از كارهاى دنيا را در عهده شناخته ، همهء امور منظّم و مرتّب گردد . يكى زمامدار امر سلطنت و پادشاهى گردد ؛ ديگرى مقام وزارت را در عهده شناسد ؛ يكى تجارت كند ؛ ديگرى زراعت ؛ يكى بزّاز باشد ، ديگرى خبّاز و هكذا ، از اين رهگذر صانع تبارك و تعالى ،
هامش
( 1 ) . كنز العرفان ، ج 2 ، ص 222 ( تهران ، المكتبة المرتضوية ، 1385 ق ) .
( 2 ) . احزاب ، 62