تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
بيرون مىآمد ، مورد همه قسم توبيخ و سرزنش واقع مىشد . يكى از علما و روحانيين اگر در كوچه و معابر عمومى به يك زن روبازى برخورد مىكرد ، من باب نهى از منكر او را نهى مىفرمود . مردم هم او را توبيخ و سرزنش مىكردند . از اين مطلب ، به اصطلاح فقهاى اصحاب به سيرهء قطعيه تعبير مىشود و خود فى حدّ ذاته كاشف است از يك دليل قاطعى كه جاى هيچ‌گونه ترديد و تزلزلى در او نيست و نيز او را اجماع عملى مىنامند . در كتب تفسيريه [ آمده ] است كه امّ سلمه گفت : من و ميمونه نزد پيغمبر بوديم . پس از نزول آيهء حجاب پسر ام مكتوم وارد بر آن حضرت شد . حضرت به ما فرمود خود را پنهان كنيد . عرض كرديم : او شخصى است نابينا . فرمود : اگر او نابينا است ، شما چشم‌دار و بينا هستيد . « 1 » و نيز وارد است كه روزى رسول خدا در حجرهء زهراى طاهره تشريف‌فرما بود . عبد الله بن امّ مكتوم وارد بر آن جناب شد . فورا آن مخدّره حركت كرده در منزل ديگر رفت و پس از رفتن ابن امّ مكتوم برگشت . حضرت او را فرمود : چرا پنهان شد ؟ او نابينا است . عرض كرد : اگر او چشم ندارد ، من چشم دارم . او را مىبينم . خدا مىفرمايد :
قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ
؛ يعنى بگو اى پيغمبر به زن‌هاى مؤمنه ، ببنديد قدرى چشم‌هاى خود را . حضرت فرمود : حمد مىكنم خداى را كه به من ارائه و نشان داد در عائلهء خودم چيزى را كه مرا مسرور ساخت . « 2 » و در بسيارى از كتب معتبره وارد است كه چون زهراى طاهره براى احقاق حقّ خود در موضوع فدك حركت كرد و در مجلس ابى بكر تشريف‌فرما شد ، خمار و مقنعهء خود را پوشيد ، جلباب بر سر افكند ، « 3 » در مجلس وارد شد ، در حالتى كه مشتمل بود بر يك عدّه از مهاجرين و انصار . به مجرّد ورود آن يكتا مجلّله عالم ، ابى بكر امر كرد پرده آويخت تا آن مخدّره عقب پرده جلوس فرمايند . « 4 » اين خود يك شاهد قوى است بر لزوم احتجاب زن از مردهاى اجنبى در اسلام . در متون مقاتل معتبره وارد است كه ، دخلت زينب على ابن زياد و هى تستر وجهها
هامش
( 1 ) . وسائل ، ج 20 ، ص 232 ؛ مكارم الاخلاق ، ص 233 ( 2 ) . مستدرك ، ج 14 ، ص 289 ؛ بحار ، ج 43 ، ص 91 ؛ الجعفريات ، ص 95 ؛ دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 214 ( 3 ) . جلباب در حقيقت همان چادرى است كه فعلا معمول است و بعد از اين شرح او را خواهيم نگاشت . ( يادداشت مؤلف ) ( 4 ) . روى عبد الله بن الحسن عليه السلام باسناده عن آبائه عليهم السلام أنه لما أجمع ابو بكر على منع فاطمة عليها فدك ، و بلغها ذلك ، لاتت خمارها على رأسها ، و اشتملت بجلبابها ، و أقبلت فى لمة من حفدتها و نساء قومها . . . حتّى دخلت على أبى بكر و هو فى حشد من المهاجرين و الأنصار و غيرهم ، فنيطت دونها ملاءة ، فجلست . . . بنگريد : بلاغات النساء ، ص 23 ، 26 ؛ شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 249 ؛ بحار الانوار ، ج 29 ، صص 220 ، 235 ، 239
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 304 | الشيخ رسول جعفريان