تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
افسوس كه مقام ، اقتضاى شرح و تفصيل تمام احكام ازدواج اسلامى را ندارد . در سال اول و دوم اين مؤسسه اسلامى [ نشريهء الاسلام ] تا يك درجه در اين موضوع قلم‌فرسايى شد . حال هم به‌طور اجمال مىگويم : مقرّرات اسلاميه ، كليّهء وسايل معاشيه را از قبيل تجارت ، صناعت ، زراعت ، سياست مدن ، انتظامات مملكتى را به نوع رجال برگزار كرده ، نظر به قوت و قدرت و دانش و درايت و كفايتى كه در خلقت آن‌ها به كار رفته و آن‌ها را عهده‌دار نفقه و كسوت و ساير لوازم زندگانى زن‌ها قرار داده و عموم تدبيرات منزليه از ترتيب طعام و شراب و رضاع اطفال و تربيت آن‌ها را در عهدهء زن‌ها شناخته ، آن هم به همان وضع عادلانه‌اى كه در كتب دينيّه مضبوط و مسطور است ؛ و هركس كه پردهء عناد و لجاج و عصبيت را از پيش چشم عقل خود بردارد و به دقّت در خلق و خلق هريك از اين دو صنف تأمل كند ، تصديق خواهد كرد كه وظيفهء هر دو همان است كه دين اسلام مقرّر داشته است . سؤال 5 . منافيّات وظايف اختصاصى آنها چيست ؟ جواب : چون ثابت شد كه مرد وظيفه‌دار تحصيل معاش و زن عهده‌دار تدبير منزل است ، هركدام در وظيفه و شغل ديگرى مداخله كنند ، به همان مقدار از وظايف و شغل خود باز مانند . تأمّلى فرما منصفانه ، ببين زن بيچاره مراحل زندگانى را بايد چگونه به پايان برساند . مدت نه ماه گرفتار حمل است ؛ پس از اين ، قريب دو سال گرفتار رضاع و تربيت اولاد ، اگر مرضعه ديگرى داشته باشد مانند زنهاى اعيان و اشراف دو مرتبه ، به بارگران حمل مبتلا شوند و غالبا در خلال اين احوال گرفتارى شوهردارى مانند زينت و خودآرايى و ترتيب موجبات دل‌ربايى و اداره كردن ساير لوازم خانه‌دارى را دارا هستند . و از رهگذر حمل و وضع اغلب به مرض‌هاى مختلفه مبتلا شده ، قوّه و بنيهء آنها از كف برود . با اين حال اگر در تجارت و صناعت و ساير اعمال شاقّه معاشيه داخل شود ، البته منافى وظيفهء او خواهد بود و امورى كه عهده‌دار است ، مختل خواهد ماند . سؤال 6 . عفّت در مرد و زن يعنى چه و چه قيمتى دارد ؟ جواب : در علم اخلاق مقرّر است كه تمام صفات حميده و اخلاق پسنديده ملكاتى باشند واقف در حد وسط و نقطهء اعتدال ؛ يكى از اصول اخلاق حميده عفّت است و آن عبارت است از اعتدال قوّه شهويه ؛ به اين معنى كه انسان در اعمال اين قوّه نه به طرف افراط متمايل باشد نه به طرف تفريط . طرف افراطش موسوم به شره است . شره عبارت است از اين‌كه انسان به تمام معنى تابع هوىوهوس نفسانى باشد و در شهوت‌رانى از هيچ اقدامى باك و پروا نداشته باشد . حلال و حرام ، زنا باشد يا لواط ، اين صفت شرعا و عقلا مذموم و بالاخره مايهء هلاكت و بوار خواهد بود . طرف تفريط آن خمود است ؛ و آن عبارت است از اين‌كه آدمى به كلّى مايل ازدواج و عمل به مقتضاى شهوت نباشد ، مانند بعضى كه رهبانيت