باشند كارهايى را كه اغنيا در عهده شناسند ، معوّق ماند . اگر همه حاكم باشند ، محكوم در بين نباشد و اگر همه خادم باشند ، مخدومى تصوّر نشود و از اين جهت است كه خداى تعالى افراد بشر را در اصل خلقت و ساختمان مختلف و متفاوت قرار داده ، تا هركس بر حسب استعداد وجودى خود كارى را در عهده شناسد ؛ و چون خانه و منزل كه مركز اجتماع زن و شوهر و فرزند است به مثابهء مدينه و شهر كوچكى است ، نظام اجتماعى او روى همين اصل اصيل قرار گرفته ؛ به اين معنى كه بايد يكى از زن و مرد ، خادم باشد ديگرى مخدوم ؛ يكى قوى باشد ديگرى ضعيف ؛ يكى مطيع باشد ديگرى مطاع ، تا بدين سبب ، قوى ضعيف را نگهدارى كند و ضعيف شفقت و مهربانى به قوى پيدا كند ، و بدين وسيله رشتهء الفت و مؤانست بين هر دو محكم شده ، عائله منزليه تشكيل صحيحى پيدا كند و جاى هيچگونه ترديدى نيست كه مرد و زن در اصل خلقت و ساختمان مساوى نيستند . زن روحا و جسما از مرد ضعيفتر است و هركس را در اين امر ترديدى باشد يا از عدم تأمّل است يا به جهت عناد و لجاج ؛ و از اينرو ، بزرگان آنها را به اشياء لطيفه تشبيه كردهاند . در كلمات قصار [ امام على عليه السلام ] است : المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة ، « 1 » زن به منزله گل و ريحان است كه بايد او را بوئيد نه اينكه مورد قهرمانيت مرد باشد . در بعض اخبار ، تشبيه به شيشه شده ، و اين تشبيه تشبيهى است در نهايت دقّت و لطافت ؛ و اشارت است به اينكه نبايد آنها را به بعض مطالب تكليف كرد يا بعض سخنها را به آنها گفت ؛ زيرا كه آنها به زودى متأثّر مىشوند و هر امرى را قبول مىكنند ، حتى اينكه شريعت اسلاميه نهى مىفرمايد از خواندن شعر در حضور آنها . در بعضى ديگر او را به دندهء كج تشبيه كردهاند كه اگر بخواهد انسان او را راست كند مىشكند . ابناء عصر حاضر و فلاسفهء اروپا از او به جنس لطيف تعبير كنند و بر اهل ذوق و ادب مخفى نيست كه تشبيه به زجاج ادقّ و ارقّ و الطف است . در كتاب الاسلام روح المدينه « 2 » منطبعه [ در ] بيروت مىفرمايد : دائرة المعارف قرن تاسع عشر فرانسوى مىگويد : تركيب جسمانى زن خيلى نزديك است به تركيب طفل ؛ و از اين جهت است كه مىبينى مانند او خيلى سريع التأثر است ؛ به اندك چيزى فرحناك مىشود ، به اندك چيزى محزون ، به كمترين سببى خائف مىشود و به اندك باعثى مطمئن . هيچيك از حبّ و بغض او دوام و ثباتى ندارد ، عدم ثبات و بىوفايى آنها يكى از اوصاف معروفهء آنها است .
در ديوان منسوب به حضرت مولى الموالى مىفرمايد :
دع ذكرهنّ فما لهنّ وفاء * ريح الصباح و عهودهنّ سواء
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 510 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 556 ؛ ج 4 ، ص 392
( 2 ) . الاسلام روح المدنية او الدين الاسلامى و اللورد كرومر ، ( مصطفى الغلايينى ، بيروت ) 1326 ق / م 1908 ، ص 203