راستى نمىدانم مراد نويسنده از آيهء رفع حجاب چيست ! تا به حال آنچه مىشنيديم خلفا عن سلف آيهء حجاب بود ؛ حال نويسنده ، آيهء رفع حجاب پيدا كرده . اين آيه كجاست ؟
كدام است ؟ اگر همان آيهاى است كه ذكر شد ، دانستى كه او ظاهر در وجوب و لزوم حجاب است ؛ و بر فرض كه مراد از استثناى در آيهء مرقومه ، يعنى
إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها
صورت و دستها باشد ، اين فقره صورت و دستها را از حرمت و نهى سابق خارج مىنمايد ؛ يعنى دلالت دارد به اينكه ظاهر بودن صورت و دست حرام نيست و مجرّد رخصت و اذن است ، نه اين كه مىفرمايد حتما نبايد پوشانيد تا گفته شود حجاب را رفع كرده ؛ به علاوه ، لفظ رفع جايى استعمال مىشود كه وضعى در بين باشد ، و اين آيه او را از بين بردارد ؛ پس اگر قبل از نزول اين آيه ، حجابى در عربها بود و اين آيه او را برداشته بود ، اين سخن تمام بود ؛ و حال آن كه نه قبل از اين آنها محجوبه بودند نه اين كريمه صريح است در برانداختن حجاب تا او را آيهء رفع حجاب بنامند . يا للعجب ! نمىدانم اين آدم چه عناد و لجاجى داشته و چهقدر انصافكش بوده كه مىخواهد اينطور از حق چشمپوشى كند و اذهان سادهلوحان مسلمانان را مشوّش نمايد .
جملهء هفتم : صاحب مقاله مىنويسد : بالاخره حجاب باعث بدعملى و امراض مسريه است ؛ شاهد اين مسأله اين است كه در دهات و ايلات كه حجاب نيست ، امراض مقاربتى هيچ نيست ؛ عصمت و عفّت آنها بيشتر از زنهاى شهرى است ؛ خيلى تعجّب از آقايان است ؛ هر وقتى كه صحبت حجاب مىشود ، به بدفعلى رفع حجاب لازم و ملزوم و بد عملى نيست . ( كذا ) سه ربع زنهاى ايرانى حجاب ندارند ، همه بد عملاند ؛ الى آخر .
الاسلام : واعجبا ! ببينيد عناد چه مىكند . تعصّب انسان بيچاره را به كجاها پرتاب مىنمايد . امراض مسريه امورى هستند نهانى ؛ دردهايى باشند پنهانى كه غالبا پس از مقاربت و نزديكى كردن ، اثر آنها به ظهور مىرسد و عمدهء علّت آن هم به واسطهء بىحجابى و فحشا است ؛ كما اينكه در اروپا كه چندان حجابى نيست ، امراض مقاربتى بيشتر است ؛ هيچ ربطى به اعتراضات صاحب مقاله ندارد كه آنها را يكى از مفاسد حجاب شمرده است .
كليهء امراض مقاربتى از فواحش ، و كثرت فواحش هم از بىحجابى خواهد بود .
در موضوع زنهاى دهات و ايلات اوّلا اين آقا چگونه تمام آنها را احصا كرده ؛ و كى احاطه به تمام افراد و آحاد آنها دارد تا بتواند بهطور قطع و يقين حكم كند كه اين امراض مسريه در بين آنها نيست ؛ ثانيا بر فرض كه چنين باشد ؛ اين امر ممكن است يكى از نتايج عادات آنها باشد كه چندان پيرامون اعمال قبيحهء زشت كه در شهرىها متعارف است نمىگردند ، و مربوط به كشف حجاب نيست . مسألهء عفّت و عصمت آنها را هم تصديق مىكنيم ؛ به جهت آنكه مكرّر شنيده شده كه دخترهايى كه براى پسر عمو يا پسر خالوى