بسم الله الرحمن الرحيم
أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ
. « 1 »
[ لزوم تعليم دوشيزگان ]
من با كمال تأدّب افكار خودم را مىخواهم با يك سلسله الفاظى كه از رقّت و عطوفتم گويا باشد ، بر خواهران خودم دوشيزگان ايران روشن نمايم .
بديهى است كه در سعادت و شقاوت بشر ، تربيت دخل كاملى دارد و ما اگر تربيت را نتوانيم يگانه علّت بىتخلّف از سعادت در پيشگاه عفيفانهء دوشيزگان معرّفى نماييم ، براى وسيله بودنش گويا ذهن روشن هيچ كس محتاج به گردش خامه نباشد و لازم نيست در اين فراز از سخن ، براى اثبات مقصود و گواه مدّعا ، گفتارى از مردمان برجستهء دنيا هديّه نمايم .
فقط مرتبهء اول تربيت را بايد شناخت تا آنكه در اين راه گمراه نباشيم . نخستين مرتبهء تربيت و دبستان هر مولودى پس از ولادت دامان ، مادر است . آيا ممكن است مادر تربيت نديده ، مولود خود را تربيت كند ؟ حاشا !
ذات نايافته از هستى بخش * كى تواند كه شود هستى بخش
پس نتيجهء اين مقدار از وانمود ، اين شد كه يك سلسلهء كوچكى از كيفيت تربيت دوشيزگان كه مرتبهء اول تربيت مواليد بشر در ذمّهء ايشان است ، بنگاريم . اولياى اطفال بايد از خاطر شريفشان محو نشود كه چنانچه تعليمات پست آموزگار و اخلاق زشت همنشين بيكار ، در طبع سريع الانطباع انسان به سرعتى كه آه بر صفحهء بىآلايش آئينه مىنشيند ، نفوذ مىكند ، همچنين ، جاى بد ، هواى بد ، خوراك بد و بىعنايتى به لباس صحّى و تنظيف لازم و صالح نبودن شير مادر كه قوت دو سال هر مولودى است ، توليد امراض مزمنهء بىعلاج و آن امراض موجد اخلاق زشتى خواهد شد . علاوه ، قوّهء درك ، قوّهء حفظ ، قوّهء تقليد كه عطيّهء نيكويى است ، اگر مقلّد پيشواى خوبى بگيرد و بالاخره قوّهء تميز و عقل سليم از مملكت وجود آن بىچاره ، مسافرت بدون برگشتنى خواهد نمود .
و از براى دفاع از اين رنج شريك عمر كه به سعادت و انسانيت هركس خاتمه مىدهد و
هامش
( 1 ) . غافر ، 44