تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
باورند كه « نبايد رخسار دوشيزگان پرده‌پوش باشد » . وى براى روشن كردن مطلب ، با فرض پذيرش اين نكته كه اروپائيان ترقّى كرده‌اند ، تلاش مىكند تا مقايسه‌اى ميان وضعيت شرق و غرب داشته باشد . اين بحث با تحليل علل انحطاط اروپا ، پيش از ترقّى اخير آن آغاز مىشود . وى به هشت عامل مختلف اشاره كرده است : رواج دين رهبانى ، مالكيت مطلقهء ملوك اروپا بر نواميس مردم ، تسلط ملّاكين بر فلّاحان ، اقتدار اشراف ، انحطاط معارف به سبب حرمت آموختن غير احكام ، شيوع خرافات و اباطيل ، اهميت ندادن به كشتار ، رقّيت و كنيزى زنان و محروم بودنشان از ارث و مالكيت ، از جمله عوامل انحطاط اروپا در قرون ميانه دانسته شده است . اين وضعيت پس از انقلاب فرانسه رو به اصلاح رفت و از جمله « صيحهء اصلاحى به نام آزادى زنان در اروپا بلند شد » . به اعتقاد وى ، در اين فرياد زياده روى شد . اروپايىها زنان را از خانه‌ها بيرون كشيدند و آنان را براى كار به « كارخانهء آتشين » فرستادند و به « جوانى و زيبايى » آنان خاتمه دادند . « اگر به كارخانجات آتشين اروپا و امريكا نظرنمايى ، پريرويان ناكام را زير بار زحمت و مشقّت طاقت‌فرسا خواهى يافت » . در اينجا مؤلف مىكوشد تا به مطالبى كه خود نويسندگان غربى در اين‌باره اظهار كرده‌اند ، استناد كند . در اين زمينه ، مطالبى را از نويسندگان اروپايى مانند اگوست كنت ، ژول سيمون ، پرودن و جز آنان ، عينا از مصطفى الغلايينى « 1 » و فريد وجدى نقل كرده است . وى نامى از فريد وجدى نياورده ، اما مقايسهء اين مطالب با مدخل حجاب دائرة المعارف القرن العشرين اين نكته را نشان مىدهد . مراجعهء به كتاب المرأة المسلمة فريد وجدى نيز كه در رد بر كتاب تحرير المرأة قاسم امين نوشته شده ، همين مطلب را ثابت مىكند . به هرروى ، مؤلف بر اين باور است كه ظلم به زنان در قرون وسطى و قرون جديد ، چندان تفاوتى با يكديگر ندارد . به عقيدهء وى « آزادى به‌طور افراط زن‌هاى امروز غرب ، مانند اسارت و رقّيت سابقشان ، جامعهء اروپا را به كمى مواليد و كوتاهى عمر دوشيزگان و فساد اخلاق و محو زيبايى زنان » تهديد مىنمايد . اكنون روى سخن مؤلف با طرفداران كشف حجاب از ميان مسلمانان است . وى ابتدا بر اين نكته تأكيد دارد كه « هواخواهان بىپردگى دوشيزگان مسلمان » بايد آگاه باشند كه اسلام حقوق زنان را كاملا مراعات كرده است . زن هيچ تعهدى جز « تمكين از فعل جنسى » در برابر مرد ندارد و در برابر بقيهء فعاليت‌هاى خود مىتواند مزد دريافت كند . در زمينهء رفت و شد با مردان نيز در موارد ضرورت آزاد است . آموزش و تعليم نيز تا وقتى كه « در نتيجه‌اش فساد نظام نوع نباشد » منع شرعى وجود ندارد .
هامش
( 1 ) . الاسلام روح المدنيه ، ( بيروت ، 1908 م ) ص 203 - 205