البته چند مسأله در امر حقوق زن وجود دارد كه ممكن است برخى اذهان سادهلوح را گرفتار مشكل كند . نخست بحث ارث زن و مرد است كه مؤلف كوشيده است تا با ادلهء اقتصادى و شرح وظايف زن و مرد به آن پاسخ دهد . نكتهء دوم اجازهء طلاق در دست مردان است كه مؤلف با اصرار بر اينكه شارع به هرحال ، هدفش محدود كردن امر طلاق بوده ، و بناچار بايد براى موارد لزوم به يكى از دو طرف اين اجازه را مىداده ، از اين بابت آن را محدود به اختيار مرد كرده است . اكثريت مردها ، پس از عمرى تلاش ، تنها قادر به گرفتن يك زن هستند و كمتر متمايل به طلاق دادن اويند ؛ در برابر زنان ، اگر اجازهء طلاق داشته باشند ، از آنجا كه خود وظيفهاى براى معاش ندارند ، به هوسهاى خود بيشتر توجه خواهند كرد و طلاق دامنهء بيشترى خواهد داشت . سومين مشكل ، مسألهء حجاب است كه برخى آن را مانع آزادى زن مىدانند . در اينجا وى به چندين اشكالى كه بر حجاب وارد شده پاسخ داده است . پيش از آن ، باز با استفاده از مطالب فريد وجدى ، به بيان سابقهء حجاب پرداخته و بدين ترتيب از دشوارى حجاب براى زنان ، با وجود عادت به آن در ميان اقوام مختلف ، پاسخ گفته است . وى همچنين وجود يك نقاب نازك بر صورت را حافظ زيبايى زنان دانسته است . نويسنده ، اين اشكال را نيز كه « دوشيزگان از تربيت و معارف به واسطهء پرده پوشى محروم مىمانند » را نپذيرفته و تحصيل علم و كمال واقعى را منافى با حجاب نمىداند . به اعتقاد وى ، كشاندن بىدليل زنان به مدارس جديد ، سبب شده است تا بسيارى از آنان « از معارف و علوم فقط توالت را خوب بياموزند و به مشروبهاى الكلى خود را عادت دهند » . همچنين اين اشكال را كه حجاب سبب شيوع طلاق است ، آن هم به اين عذر كه مرد پيش از ازدواج زن آيندهء خود را نمىبيند ، نمىپذيرد . افزون بر اينكه شرع اجازهء ديدن زن را داده ، اصولا بىحجابى خود سبب شيوع فحشا و در معرض قرار گرفتن زنان بوده و عامل اصلى شيوع طلاق دانسته شده است . وى به آمارهاى منتشره در اينباره در اروپا اشاره كرده است . به اعتقاد وى درس گرفتن از وضعيت اروپا ، مىبايد مورد توجه قرار گرفته و مانع از آن شود كه ما به « مصايبى كه ملل قويّه از عالم بىحجابى دچار شدهاند » گرفتار شويم .
مؤلف بر اين باور است كه عامل عمدهء فساد مردها هستند نه زنان ، « من عقيده ندارم كه رغبت و ميل زنها به فسوق از مردها بيشتر باشد » اما با اين حال ، « بهترين وسيله از براى انقطاع مردها از فجور و فحشا و تقريبا خنثى نمودن حيلههايى كه در محيط عفّت و عصمت زنان اتخاذ مىكنند ، همين حجاب است كه يكدسته از مردها به نام آزادى زنان خواهان رفعش مىباشند » .
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 204
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٢٠٤