عذاب آخرت است ، خصوصا گاهى كه به عنوان انكار فرمودهشان و ردّ بر ايشان بوده باشد كه قهرا باعث خلود در عذاب آخرت خواهد شد ؛ زيرا كه يك دفعه اين است كه شخص از عهدهء نفس درنيايد ، مثلا ارتكاب زنا نمايد ، ولى زناكارى را كار بد بداند و شيوع آن را راضى نمىشود ؛ و يك دفعه اين است كه آن را مباح پندارد و در ترويج آن بكوشد .
مفروض اوّل ، گناهكار است و از اسلام بيرون نمىشود ، پس در عذاب مخلّد نگردد ؛ امّا مفروض دومين ردّ بر پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله كرده و كافر و مستحقّ خلود در عذاب شده ؛ و در اين مقام ، واجب و مستحبّ و مكروه و حرام تفاوت ندارد ؛ پس اگر كسى مكروهى را كه كراهت آن به ضرورت رسيده ، انكار كند يا مستحبّى را منكر شود كه به ضرورت ثابت باشد ، مانند استحباب نماز شب ، كافر گردد ؛ زيرا كه كفر را در اين مقام جز استار حق و ردّ بر پيغمبر صلى الله عليه و آله معنى نيست . پس اگرچه از مسلمانان هم بعضىها زنا مىكنند يا زنان خود را از نامحرم حفظ نمىكنند ، يا ايشان را بر اسبسوارى بر بالاى زين مىنشانند ، لكن چون به عنوان ردّ و ترويج منكر نيست ، كافر نمىشود ؛ منتهى آن كه ، از براى اقدام بر حرام ، مستحقّ عذاب ، و از براى اقدام بر مكروهات ، مستحقّ توبيخ مىشوند . به خلاف كسى كه روح مذهب را در بىحجابى زنان دانسته و ترقّى مملكت را بسته بر آن مىداند كه زنان هم مانند مردان در مدارس تعلّم صنايع كرده و داخل تجارتخانهها و تئاترخانهها و پارلمانها شوند . نستجير بالله من الكفر و الخذلان .
و امّا مفاسد راجعه بر عالم دنيا كه از مخالطهء نسوان با مردان توليد مىشود ، عمدهء آنها كه شايد بعضى نظريات شرع هم بر آن باشد ، آن است كه در نزد هر عاقل ، بديهى است اين كه ، زمينى كه داراى بذر يك من گندم باشد كه محتاج اليه نوع بشر است ، تعطيل و خراب كردن آن به حيثى كه ديگر در او گندم نرويد ، قبيح و مذموم است و ضرر بنى نوع بشر است ؛ و پرواضح است كه وجود انسان اشرف از گندم و از هر چيز است و مبذّر تخم انسانى به غير از ارحام نسوان جايى ندارد و تكثير انسان در هر مذهب و هر زبان مطلوب و محبوب است ؛ و اوّلين واسطهء ترقّى و حفظ هر مملكت است و بر اين مرام نتوان رسيد مگر به واسطهء كثرت ازدواج و مناكحه با طريق صحيح . چنانچه پيغمبر ما صلى الله عليه و آله فرموده ، نه مناكحه و مزاوجه بعنوان جندگى و زنا كه ارحام ايشان را از قابليّت انتاج برافكند ؛ چنانچه مذكور خواهد شد .
پس بنابراين مقدّمه مىگوييم : از واضحات است اينكه هر فردى از افراد بشر در تحت طبيعت بشريّه كه خالق او در او وضع كرده محكوم است اينكه به حكم طبيعت ، ديدن روى زن و مجالست با او در انسان مؤثّر و در اغلب غالب او را وادار بر طلب خلوت مىكند .
چنانچه دانستى اين طبيعت در زنان هم است و قوّهء شهوت در زنان بيشتر و عقل و قوّهء تأمّل
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 197
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص١٩٧