از عقل مردان مىباشد ؛ پس در صورتى كه بالبداهه مردان با وجود كمال عقل و ضعف شهوت ، چون زنى با جمال را ديدار كنند ، عقل از سر ايشان پريده ، مالك خود نمىشوند و با قبول زحمات بسيار و مخارج گران ، مرتكب زنا مىشوند ؛ چگونه مىشود كه زنان با وجود غلبهء شهوت و سستى عقل با مردمان گوناگون در خلوت و جلوت نشست و برخاست كرده ، باوجوداين خوددارى از زنا كنند . پس قهرا آميزش ايشان با مردمان ، مظنّهء شيوع زناكارى است ؛ زيرا كه اگر زن بر مرد ميل رساند ، رسيدن بر مراد براى او آسانتر است از آنكه اگر مرد بر زن ميل رساند . و شيوع زناكارى عقلا قبيح و بالضروره خلاف تقاضاى همهء انبيا و رسل و خصوص محمد و آل محمد صلى الله عليه و آله است . چنانچه على بن سالم از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده كه مىفرمايد : سختترين مردمان از بابت عذاب در روز قيامت ، كسى است كه قرار دهد نطفهء خود را در بچههايى كه بر او حرام است . « 1 » و هم على بن سالم از حضرت كاظم عليه السلام روايت كرده كه پرهيز كنيد از زنا ، پس به درستى كه آن ، روزى را مىبرد و دين را باطل مىكند . « 2 » و ميمون بن قدّاح از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده كه ، بر زيان زناكارى است شش خصلت : سه تا در دنيا و سه تا در آخرت ، امّا آنچه در دنيا است : روشنايى روى را مىبرد و باعث نادارى مىشود و مرگ را زود بياورد . و امّا آنچه در آخرت است : پس غضب خداوند و بدى حساب و مخلّد شدن در آتش . « 3 » و ابو عبيده از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده كه مىفرمايد : در كتاب على عليه السلام مكتوب است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : آنگاه كه زنا بعد از من بسيار شود ، مرگ فجأه بسيار گردد . « 4 » ميمون بن قدّاح از حضرت صادق عليه السلام نقل كرده كه حضرت يعقوب عليه السلام به پسر خود فرمود : اى پسر من ! زنا مكن ؛ پس به درستى مرغ اگر زنا كند ، هر آينه موى بالهاى وى ريخته گردد . « 5 » و خداوند عالم مىفرمايد :
« وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبِيلًا »
؛ « 6 » يعنى : و نزديك نشويد زنا را ، به درستىكه آن زنا فاحشه و رسوايى است و راه بدى است .
و اگر اخبار و آياتى كه راجع بر عذاب و مذمّت و مجازات زناكارى است ، ذكر شود ، كتابى بس بزرگ خواهد شد و در اين مقدار كه محض عنوان يادآورى نوشته شد ، از براى
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 541
( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 541
( 3 ) . كافى ، ج 5 ، ص 541
( 4 ) . كافى ، ج 5 ، ص 541
( 5 ) . كافى ، ج 5 ، ص 542
( 6 ) . اسراء ، 32