تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
مىكردند . و سيد اسد الله خرقانى كه در آن زمان در نجف اشرف مىزيست ، و از آزاديخواهان و معتقدين به تمدن جديد بود و به اوضاع دنيا تا حدّى بصيرت داشت و از علوم جديد هم تا درجه‌اى بهره‌مند بود ، در روشن كردن افكار جوانان سعى مىنمود و آن‌ها را به طرف افكار تازه رهبرى مىكرد . « 1 » وى در جاى ديگرى نام سيد اسد الله خرقانى را در ميان اسامى 54 نفرى ياد كرده است كه سهمى در راه مشروطيت و به دست آوردن آزادى داشته‌اند . « 2 » ملك‌زاده همچنين از عضويت وى در يك كميتهء 9 نفر ياد كرده و از اين‌كه وى به نمايندگى از آن قصد رفتن عتبات را داشت تا با علما تماس گرفته و آنان را توجيه كند . « 3 » و در مورد ديگرى هم از تأثيرگذارى وى بر محافل علماى نجف ياد كرده است . « 4 » به احتمال دربارهء وى اطلاعات پراكندهء ديگرى در آثار مربوط به مشروطه باشد كه طبعا در اينجا به كار ما نمىآيد . « 5 » سيد نور الدين فرزند سيد اسد الله خرقانى ، از روشنفكران مشروطه‌خواه بود كه پس از شهادت شيخ فضل الله نورى ، مقاله‌اى با عنوان « اذا فسد العالم فسد العالم » در روزنامهء حبل المتين تهران ( به مديريت سيد حسن كاشانى برادر مؤيد الاسلام مدير حبل المتين كلكته ) در انتقاد از علما ، محكوم كردن حملهء اعراب و چند مسألهء ديگر نوشت . اين مقاله سبب خشم علماى نجف و منجر به تعطيلى روزنامه و حبس سيد حسن كاشانى گشت . « 6 » متن اين مقالهء بسيار تند را كه خشم علماى نجف را برانگيخت ، آن اندازه افراطى بود كه مشروطه‌خواهان نيز در برابر آن موضع گرفته و مدير حبل المتين تهران را به سه سال زندان محكوم كردند ، ملك‌زاده آورده است . « 7 » خرقانى بعدها در صحنهء سياست ايران به عنوان شخصيت درجه سه و چهار باقى ماند . وى در تحولات مربوط به جمهورىخواهى طى سالهاى 1302 و 1303 به دفاع از
هامش
( 1 ) . تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، ( مهدى ملك‌زاده ، تهران ، علمى ، 1373 ) ج 1 ، ص 207 ( 2 ) . همان ، ص 239 ( 3 ) . همان ، ص 243 ، 245 ( 4 ) . همان ، ص 375 ( 5 ) . از جمله محمد شريف كاشانى هم به فعاليت وى در دورهء مشروطه در نجف اشاره كرده و نامه‌اى از وى به فرزندش سيد نور الدين آورده است . بنگريد : واقعات اتفاقيه در روزگار ، ( تهران ، نشر تاريخ ايران ، 1362 ش ) ج 1 ، ص 225 . در آن‌جا از وى با عنوان آن‌كه وى از جمله علماى سياسى و جامع معقول و منقول است - حالا در نجف هستند - ياد كرده است . ( 6 ) . شرح اين حكايت را بنگريد در : تاريخ جرايد و مجلات ايران ، ج 2 ، ص 211 - 212 ( 7 ) . تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، ج 6 ، ص 1289 - 1292 . مرحوم آخوند خراسانى رسما براى اين مقاله ، تلگرافى به تهران فرستاد كه همان تلگراف سبب شد تا مشروطه‌خواهان ، مدير حبل المتين را محكوم كنند .