تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
اصطلاح حكما و عرفاء « ثابتات » و « مجرّدات » است . پس ، كليهء عالم طبيعى - مثلا - مسبوق است به عدم واقعى در عالم مثال كلّى ، به حسب سلسلهء طوليّه ، نه عرضيّه . و كليّهء عالم مثال ، مسبوق است به عدم واقعى ، در عالم معانى مضافه به سوى
هامش
« حدوث » اگر به نحو تأخّر انسلاخى انفكاكى غير زمانى و غير سيّال و نامتقدّر و نامتكمّم باشد ، از نوع حدوث دهرى است . خلاصهء سخن حكيم مير داماد اين است كه : نمىتوان مجموع عالم ممكنات را ، تنها حادث دانست كه فقط عدم ذاتى آنها بر وجودشان مقدّم باشد ، زيرا عدم ذاتى ، اعتبارى است ، نه نفس الامرى و اگر ممكنات را بتمامها ، تنها مسبوق به عدم ذاتى بدانيم ، در واقع و نفس الامر ، مسبوق به عدم نيستند . و نيز نمىتوان مجموع عالم را حادث زمانى دانست . است و افاضهء وجود بعد از عدم صريح نامتقدّر ، نزد حكما « احداث » و « صنع » خوانده مىشود . طبق فلسفه مير داماد « دهر » بلندتر و وسيع‌تر از زمان است ، « سرمد » برتر و پاكيزه‌تر و بزرگتر از « دهر » است . نيز مىتوان گفت : نسبت ثابت به ثابت « سرمد » ، و نسبت ثابت به متغيّر « دهر » و نسبت متغيّر به متغيّر « زمان » است و زمان معلول دهر و دهر ، معلول سرمد است . . . به طور كلّى ، هر يك از حدوث ذاتى و دهرى ، يك نوع بيش نيست ، ولى حدوث زمانى انواعى دارد ، مثل : تدريجى ، دفعى ، و زمانى . دربارهء مير و فلسفهء خاصّ او نگاه كنيد به : مقاله‌اى با عنوان « فلسفهء مير داماد » به قلم ايزتسو ، ترجمه بهاء الدين خرّمشاهى ، مندرج در : « شيعه در حديث ديگران » ، تهران 1362 ، دايرة المعارف تشيع ، با همكارى شركت سهامى انتشار / 166 - 181 . در بخشى از اين مقاله آمده است : فلسفهء اساسى ميرداماد ، متشكّل از نوعى تلفيق هماهنگ بين تفكّر برهانى و احوال عرفانى است / 168 . قبسات ، سرشار از انديشه‌هاى اصيل است / 169 . و نيز مراجعه كنيد به مقاله : « حدوث دهرى ميرداماد » ، نوشتهء فضل الرحمن ، ترجمه كامران فانى / 183 - 205 : پرآوازه‌ترين و در عين حال بحث انگيزترين نظريهء فلسفى او ، دربارهء حدوث عالم عقول و نفوس فلكى است / 183 . ميرداماد ، نظريه حدوث دهرى را بر مبناى برخى از اقوال ابن سينا بسط و تفصيل داده است / 184 . مراد از « دهر » همان زمان بحت و بسيط است كه در آن ، « حدوث » يا « امكان » ، دستخوش امتداد و كشش زمان نيست . جلال الدين آشتيانى ، نظريّه حدوث دهرى مير داماد را ، نظريه‌اى متكلّفانه مىداند و بر آن است كه : هر چه را كه مير مىخواست با « حدوث دهرى » بيان كند ، با حدوث ذاتى قابل تبيين است . مير در واقع بر آن است كه سرچشمهء واقعى حدوث نفس الامرى را بايد در طبع امكانى حوادث جست ، نه در طبع زمانى آنها و با اين سخنان ، از نظريّه سنّتى معمول در باب امكان عدول مىكند و از آن در مىگذرد . . / 192 . مير داماد ثابت مىكند كه ملاك و پايگاه وجود ، در « دهر » است / 199 .