تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
و در حاقّ واقع ، وجه اللّه « قاهر » و وجه النّفس « مقهور » است ، ولى وضع نظر اهل كثرت ، از غفله و جهله ، و واقع در نظر آنها ، عكس اين است و اين « خبط » است و « خلط » و « كورى » و « خفش » است ، و « شب كورى » در شب سلسلهء نزول ، و جهر است و « روز كورى » در روز سلسلهء صعود و حبط در اثر اعمال صالحه است كه تغطّى وجه اللّه و اختفاء آن باشد ، زيرا كه هر گاه توحيد نباشد ، عمل قبول نيست و محبوط است :
« لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ »
« 1 » و ايضا :
« إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ »
. « 2 » و چگونه « خبط » و « حبط » نباشد ، در اينهائى كه نفسيّت و وجه يلى الماهية مىبينند در هر ممكن ، و حال آنكه از درّهء بيضاى عقل ، تا ذرّه هباى هيولى ، اگر اين وجود را ، وجود ذرّهء هبا مىدانند ، و آن وجود را وجود درّهء بيضا مىدانند ، پس :
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
را ، در حقيقت نخوانده‌اند و خدا را به تقليد گويند : موجود است ! چه ، وجودى كه لايق به حضرت اوست ، نه وجود محدود است كه : « من حدّه فقد عدّه » « 3 » ، و هر موجود ، غير فقيد ، بلكه وجودش « محيط » است ، نه چون ، احاطت ظرف به مظروف ، و نه چون احاطت شىء به شىء ، بل احاطت « شىء » به « فىء » و « نور » به « ظلّ » . و اگر مؤمن ، وجه اللّه در همه ، قبل از همه ، نبيند ، چنان كه أمير المؤمنين سيّد الاولياء عليه السّلام مىفرمايد : « ما رأيت شيئا الّا و رأيت اللّه قبله » « 4 » ، همين ايمان به غيب خواهد بود ، كو ايمان به شهادت ، و چگونه سيّد الشهداء ، ابنه الحسين عليه السّلام مىفرمايد : « الغيرك من الظّهور ما ليس لك » ؟ « 5 » - الدّعا - و سابق نقل كرديم ، اين و امثال اين را ، و حقّ فرموده :
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ »
. « 6 »
هامش
( 1 ) - زمر / 65 . ( 2 ) - نساء / 51 . ( 3 ) - « نهج البلاغه » / خطبه 1 . ( 4 ) - « توحيد » - صدوق - / 140 . ( 5 ) - « نيايش امام حسين در صحراى عرفات » / 121 . ( 6 ) - حديد / 3 .
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 670 | ملا هادي السبزواري / كريم فيضى