تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
واجب الوجود تعالى كه :
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ »
« 1 » ، احقّ مراتب وجود است و وجود منبسط « 2 » بر كلّ ماهيّات ظهور اوست ، الى غير ذلك من التّطابق بين العالمين . و بدان كه : دلايل بر « اصالت وجود » بسيار است و اين مقام ، گنجايش ذكر آنها را ندارد و آنچه به اكثر افهام اقرب است ، ذكر مىشود : از آن جمله آن است كه : وجود « خير » است و معدن هر شرافت و منبع هر انافت است و حكماء ، مدّعى بداهت قضيهء « الوجود خير » « 3 » هستند ، و گويند : حاجت به دليل ندارد از جهت وضوح . نهايت گاه امثله منبّه بر مطالب ذكر كنند . پس ، چنان كه « گل » در مقام خود خوب است و مطلوبيّت از براى اهل سليقه دارد ، وجود « خار » نيز در مقام خود ، خوب و مطلوبيّت از براى خاركش و خار سوز دارد . مصرع : آتش افروز ، به خارى نخرد بستان را ! عارف رومى گويد :
پس بد مطلق ، نباشد در جهان * « بد » به نسبت باشد ، اين را هم بدان
« 4 » پس اگر وجود مجرّد ، مفهوم عام باشد ، چه خيريّت در آن خواهد بود ؟ خاصّه به طريق افلاطون و محقّقين حكما كه « مطلق الوجود » را ، « خير محض » گويند و ماهيّت نيز مفهومى است سرابى و عدم « شرّ » و شّر ، « عدم » است . و از آن جمله آن است كه بيايد كه : حكماى محقّقين و عرفاى شامخين ، اتّفاق دارند و مبرهن است كه حق تعالى ، ماهيّت ندارد و انيّت محضه و وجود بحت است ، و شيخ رئيس ابو على ابن سينا گويد كه : حكماى محقّقين ، حقّ را « وجود بحت » مىگفتند ، و بعضى
هامش
( 1 ) - حديد / 3 . ( 2 ) - نخست فيض صادر از حق « وجود عامّ » است كه از آن به « وجود منبسط » تعبير نموده‌اند . . . « انوار جليه » ، ملا عبد اللّه زنوزى ، با تعليقه سيد جلال الدين آشتيانى ، چاپ اول 1354 ، موسسهء مطالعات اسلامى دانشگاه مك گيل / 16 . ( 3 ) - « الوجود خير » يكى از اوّليّات فلسفه است كه مىتوان آن را به مثابهء يك قاعدهء فلسفى ، مفروغ عنه تلقّى كرد . ( 4 ) - « مثنوى » ، دفتر 4 / 217 - رمضانى - ج 2 / 218 - نيكلسون -