تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
مقدّمهء ثانيه : بدان كه « وجود » اصيل است و ماهيّت ، اعتبارى است و معنى « اصالت وجود » آن است كه : چنان كه لفظ « ماء » - مثلا - مفهومى دارد و به ازاء آن مفهوم ، در خارج ، حقيقتى است كه « آب » ش گويند ، همچنين لفظ « وجود » را ، مفهومى است واحد [ و ] بديهى ، و نزد اهل تحقيق و ابناء حقيقت ، به ازاء آن ، حقيقتى است كه در همهء تعيّنات هست و منشأء ترتّب آثار است ، بر آنها . « 1 » و صرف آن حقيقت ، به « خود » موجود است و هر چيز به او « موجود » است ، و چون معلومات خارجيّه - كه معلوم‌اند - به صور علميّه و صور علميّه معلوم‌اند ، به نفس ذات خود ، نه به صور علميّهء ديگر ، و چون مقدّم و مؤخّر به زمان كه زمان متقّدم و متأخّر است ، به نفس ذاتش و زمانى به زمان و نظاير بسيار است ، و مفهوم وجود ، ابده بديهيّات است ، به حسب تصوّر . « 2 » و حقيقت وجود ، نور حقيقى و اظهر الظّواهر است به حسب خارج ، و آن مفهوم « امّ العامّات » است ، و آن حقيقت ، اتمّ محيطات است ، و آن مفهوم ، مفهومى است واحد بسيط در « ذهن » ، و آن حقيقت ، ابسط بسايط است در « خارج » ، و آن مفهوم اوّل الاوايل « 3 » است ، در « اذهان » ، و آن حقيقت اوّل الاوايل است در « اعيان » . چه ،
هامش
( 1 ) - ميرزا عبد اللّه زنوزى گويد : مراد از « متحقّق بالاصالة » ، آن است كه : به نفس ذات خود ، متحقّق و موجود باشد ، نه به امر زايد بر ذات ، يعنى جهت ذاتش بعينها جهت موجوديّت ، و جهت موجوديّتش بانفسها ، جهت ذاتش باشد . خواهى بگو : متحقّق بالاصالة و موجود بالذّات ، آن است كه نفس ذاتش ، بدون ضميمه از ضمايم محكوم عليه ، معناى موجود يا منتزع منه معناى « وجود » و « موجود » يا منشأ بالذّات آثار وجوديّه و احكام خارجيّه باشد . « انوار جليه » / 25 . بنگريد به بحث : اصالت وجود و ماهيّت ؛ نزاع بر سر چيست ؟ مندرج در : « تفسير مثنوى » ، ج 11 / 235 و 236 . ( 2 ) - بيان معنى « بداهة الوجود و ما يرد عليه » : امّا فى بداهة تصورّه ، فلأنّ المشهور بينهم : انّ التّصوّر عبارة عن حصول صورة الشّىء فى الذّهن او عن النّفس الصّور الحاصلة فيه و صورة الشّىء عبارة امّا عن شبحه و مثاله كما هو مذهب القائلين بالاشباح . . « اصل الاصول » ، ملا نعيما طالقانى ، با مقدمه و تصحيح سيد جلال الدين آشتيانى ، بى تا ، بىچا ، بىنا / 3 . ( 3 ) - بنگريد به : « شعاع انديشه و شهود در فلسفهء سهروردى » ، چاپ چهارم 76 ، انتشارات حكمت / 147 - 154 .