تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
جماليّه ، زيرا كه دلالت دارد كه جميع محامد ، مختصّ به اوست به سبب اينكه جميع كمالات ، عايد به اوست : « جمالك فى كلّ الحقايق ساير » . و « لا إله الّا اللّه » توحيد است ، و « اللّه أكبر » كه معنىاش : « اكبر من ان يوصف » است ، و دلالت بر « سعت » و « حيطت » دارد ، توحيد خاصّ و اخصّ است كه سنخيّت چون « شىء » و « فىء » است ، نه « شىء » و « شىء » ، اين است كه معنى آن « اكبر من شىء » نيست . و نيز ، عدد عناصر اربعه است . و از لطايف اربعه آن است كه از مربّعش كه حاصل ضرب آن ، در نفسش باشد ، عدد بيوت « رمل » حاصل شود ، و عدد بيوت مربّع چهار در چهار نيز حاصل شود كه « زوج الزّوج » اوّل است ، و مظهر « قاضى حوائج السّائلين » اش گويند اعداديان ، و متعلّق به مشترى است كه « سعد اكبر » است ، چنان كه مربّع سه در سه ، متعلّق به زحل و بعض ديگر ، متعلّق به ديگرى است ، از فلكيّات و ما ، كار به آثار اينها نداريم ، [ و تنها ] اسرار بعضى از اعداد را مىنگاريم . و بايد دانست كه : عدد ، چون « روح » است و حرف ، چون « جسد » و حرف اين عدد ، دالّ است كه در به دو « دليل » و « دايم » و « ديّان » است و [ در ] ختم « احد » و « احمد » و وسط « هادى » و « مهدى قائم » است . و از لطايف اربعه است كه از جمع اجزاء آن ، اعنى : اعداد سابق آن ، با آن ، عشرهء كامله حاصل شود كه به حضرات خمس نزولى و حضرات خمس صعودى اشارت است و عشره‌اى است ، و يا زبرا و بينة « هو » است ، و غير اينها از لطايف . و اربعين چون عدد كاملى است ، تكميل هر يك از اطوار خلقت ، در « اربعين » است . پس ، « نطفه » در چهل شبانه‌روز « علقه » مىشود ، و « علقه » در چهل شبانه‌روز « مضغه » ، و « مضغه » در اين مدّت « جنين » و آنكه گفته است : بيت
به دست خويش چهل روز باغبان ازل * نماند تخم گلى ، كو نكشت در گل من
بنياد غرس نهال‌ها و تخمير اصول موادّ را خواسته ، و منافى نيست با آنچه گفتيم ، و به حسب تمام مراتب هم توان گرفت . چه حكما فرموده‌اند كه : آنچه از عقول آدميان ، به كمال مىرسد ، خواه نظرى و خواه عملى ،