است ، و در مأتين هم اربعين است . پس ، اربعه و اربعين ، دو عدد كاملاند و به اعتبارى يك عددند ! اربعه تنزّل اربعين است و اربعين ترفّع اربعه ، و در ارقام هنديّه به يك صورت مرقوماند و به وقوع در مرتبهء اوّل و دوّم ممتازند . پس ، چون « اربعه » عدد كاملى است ، عدد اجزاى كلمهء توحيد است كه تشريح مىشوند به « لا » و « إله » و « الّا » و « اللّه » .
و نيز عدد مراتب توحيد است ، توحيد « ذات » ، و توحيد « صفات » ، و توحيد « افعال » ، و توحيد « آثار » . و نيز عدد تجليّات اربعه است ؛ تجلّى « ذاتى » ، و تجلّى « صفاتى » ، و تجلّى « افعالى » ، و تجلّى « آثارى » . و نيز عدد عوالم كليّه [ نيز ] چهار است : عالم لاهوت كه عالم « اعيان ثابته » است ، و عالم جبروت و عالم ملكوت ، و عالم ناسوت .
و نيز عروش چهار است : عرش ، به معنى علم تفصيلى حق تعالى ، و عرش ، به معنى وجود منبسط - كه مقام ظهور بر غير است - و عرش به معنى قلب المؤمن ، و عرش سماوى .
و نيز اركان هر يك چهار است : امّا « وجود منبسط » [ داراى ] ، ركن ابيض و ركن اصفر ، و ركن أخضر ، و ركن احمر [ مىباشد ] ، و امّا عرش « علمى » عنايت ، و قلم ، و لوح « قضا » ، و لوح « قدر » ، و امّا عرش قلبى ؛ عقل هيولانى ، و عقل بالملكه ، و عقل بالفعل ، و عقل مستفاد . اين به اعتبار وجود قلب [ بود ] و امّا به اعتبار علمش [ داراى اين اركان است ] : تعقّل ، و توهّم ، و تخيّل ، و احساس .
و نيز مراتب وجود هويّات عينيّه ، به وجهى چهار است ؛ وجود خارجى ، و وجود ذهنى ، و وجود لفظى ، و وجود كتبى . پس ، اگر [ وجود ] ذهنى را اعمّ بگيريم ، از اذهان سافله و عاليهء وجودات قلميّه و لوحيّهء كليّه و جزئيّه ، داخل در وجود « ذهنى » خواهد بود ، و الّا وجود در اقلام و الواح سلسلهء طوليّه ، داخل در وجود « خارجى » خواهد بود .
و نيز عدد تسبيح [ هاى نماز ] اربعه است ، و در اخبار وارد است كه : بر [ اساس ] اين كلمات ، بناى اسلام [ نهاده شده ] است ، و سببش اين است كه « سبحان اللّه » اشارت است به صفات جلاليّه و تنزيهيّه ، و « الحمد للّه » اشارت است به صفات
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 648
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٦٤٨