حول كه وقت تعلّق وجوب زكات است ، با هلال ماه ثانى عشر است ، زيرا كه حول معتبر در وجوب زكات ، دوازده هلال است .
و هر يك از نقدين را ، دو نصاب است ؛ امّا نصاب اوّل طلا ، بيست دينار است ، و قدر مخرج از آن به زكات نصف دينار ، و نصاب دوّم اربعه بعد از بيست ، و قدر مخرج از آن به زكات ، عشر دينار است . و همچنين ، اربعة فاربعة و در مادون بيست ، و مادون چهار تا ، چيزى نيست در همهء مراتب . و نصاب اوّل نقره ، دويست درهم است و قدر مخرج از آن ، پنج درهم ، و نصاب دوّم ، اربعين بعد از دويست ، و قدر مخرج يك درهم است . و همچنين ، اربعين فاربعين و در مادون دويست و مادون چهل ، در همهء مراتب چيزى نيست ، و ضابطه در زكات نقدين و قدر مخرج ربع العشر است ، چنان كه پوشيده نيست ، در اينها كه گفته شد .
و اگر بگوئى : قدر مخرج عشر ، ربع است ، آن هم بجاست ، چنان كه ربع بيست دينار ، پنج دينار است و اين ، ده نيم است ، و قدر مخرج عشر ، يكى و ربع دويست درهم ، پنجاه درهم است ، و عشر پنجاه درهم ، پنج درهم ، و ربع اربعين ، ده است ، و عشر ده ، يكى است و همچنين .
پس ، اگر از آنچه در نزد شخص است كه علم به مقدار آن ندارد ، پس از آنكه علم داشته باشد ، به بلوغش نصاب را ربع عشر ، يا عشر ربع اخراج شود ، فرض ادا [ شده ] و مجزى است .
سرّ : لطايف « اربعه » و « اربعون » و « ربع » بسيار است ، چه نصاب حدّ كمال است و اين دو عدد نيز ، عدد كاملاند ، و قدر مخرج هم ، كسر مأخذ كامل و عشرون - كه نصاب اول طلاست - مرجعش به پنج ، اربعه است .
و چنان كه قدر مخرج به جهت زكات اربعه بعد عشرون ، عشر دينار است ، در عشرون هم به ازاى هر چهارى عشر يك دينار مىافتد ، چه يك دينار ، ده عشر است . پس ، نصف دينار - كه زكات بيست دينار بود - پنج عشر مىشود .
و دويست درهم نيز كه نصاب اوّل نقره است ، پنج اربعين است و قدر مخرج به جهت زكات اربعين بعد از دويست ، چنان كه يك درهم بود ، در دويست هم به ازاى هر اربعينى يك درهم از پنج درهم مىافتد . پس ، گويا نصاب در عشرين هم ، اربعه
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 647
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٦٤٧