غالبا در حدود چهل سالگى به بلوغ معنوى و اشدّ باطنى مىرسند .
و نيز ، عدد ايّام رياضت « اهل اللّه » چهل است كه : « من اخلص للّه اربعين صباحا جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه » « 1 » ، و عدد ميقات موسى عليه السّلام چهل بود ، كما قال تعالى :
« فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً »
« 2 » ، و بعثت پيغمبر ما كه نخبه و زبدهء اولو العزم بود و الو العزم نخبه و زبدهء رسل بودند و رسل ، نخبهء انبياء و اينها نخبهء عباد الله الصّالحين ، كما قال : « أنا سيّد ولد آدم و لا فخر » « 3 » ، در چهل سالگى بود كه عمر آن حضرت « س ج » و دعوت او « ك ج » .
و سرّ بودن اين تكميلات در اربعين ، و نضج اين تخميرات در اين مدّت ، چنان كه در حديث قدسى است كه : « خمّرت طينة آدم بيدى أربعين صباحا » ، آن است كه : آدمى مخمّر است از قبضات عشر كه يك قبضه [ آن ] از عناصر ، و نه قبضهء از افلاك باشد ، مثل آنكه « محبّت » و « شهوت » از فلك زهره ، و « غلبه » و « غضب » از فلك مرّيخ ، و طلب « جاه » و « فردانيّت » - در هر كسى به حسب خودش - از فلك « شمس » ، و همچنين ، در افلاك ديگر به حسب آثارى كه در اين عالم دارند ، به مشيّة اللّه كه ارضيّات را ، منوط به سماويّات كرده ، چنان كه در نجوم ، مبيّن است .
و از ضرب ده در چهار - كه دورهء جمادى و دورهء نباتى [ و ] دورهء حيوانى و دورهء انسانى باشد ، « چهل » حاصل شود ، و جسد اين عدد ، و حرفى كه به ازاى اين است « ميم » است كه مفتاح اسم « خاتم » و خاتم اسم « آدم » و لقب « قائم » و به دو « مريد » و « مدرك » از ائمّهء اسماء و « ملك » و « مالك » و غيرها مىباشد . و حرف مستدير است ، در لفظ كه فاتحهاش در خاتمه و زبر در بينهاش جا گرفته و مستدير است در كتابت نيز ، و دايرهء بىنهايت است و قوسين تمام است . چه ، نهايت « خط » به نقطه است ، و « دايره » ، به نقطه منتهى نشده .
و از لطايف « ميم » آن است كه : عدد آن ، با عدد ترجمهء فارسى « احد » و « واحد » - كه يكى باشد - يكى است و در اين ، اشارت است به « وحدت در كثرت » ، و اينكه
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 70 / 242 و 249 .
( 2 ) - اعراف / 138 .
( 3 ) - « بحار الانوار » ، ج 8 / 48 و ج 9 / 294 و ج 40 / 59 .