تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
مستمعين است . و وقت تعلّق وجوب ، فهميده شد كه در نزد انعقاد حبّ و ثمره و بدوّ صلاح است ، و اين مشهور است . بعضى مثل محقّق صاحب « شرايع » رفته‌اند به اينكه : وجوب ، تعلّق نمىگيرد ، مگر اينكه از اربعه شوند ، حقيقة و مسحقّ اطلاق اسم گردند . و امّا قدر مخرج به زكات ، پس عشر است . اگر مشروب باشند ، با آب جارى ، يا با آب باران ، چون ديم ، يا به كشيدن ريشهء گياه با ساق و بىساق از موارد آب ، و نصف عشر است ، اگر مشروب باشند به دوالى و نواضح ، و اگر هر دو امر ، جمع شوند . و وقت اخراج و وقت تعلّق وجوب زكات ، يكى است بنابر قول محقّق ، و بنا بر مشهور مغايرند كه وقت وجوب را دانستى و وقت اخراج وقت تصفيه غلّتين و يبس و جمع ثمرتين است ، و جايز نيست تأخير دفع ، از وقت اخراج ، و گنه كار است به تعطيل حق و تأخير واجب فورى ، مگر به جهت انتظار مستحق و تفتيش استحقاق و مزيّتى كند ، به نيّت با بقاى قابض بر صفت استحقاق ، و بعضى « مؤنه » را وضع كنند ، و اقوى عدم وضع است ، بلى ، خراج سلطان وضع مىشود . سرّ : سرّ عام كه در همهء اقسام زكات هست ، آن است كه بايد متخلّق به اخلاق اللّه بود و خدا « جواد » و « سخى » است و بايد انسان جواد و سخى باشد ، و در حديثى است كه : « اسخى النّاس من ادّى زكات ماله » « 1 » ، و اگر « مال » نخوانيم ، و « ما » را ، موصوله بگيريم ، بهتر است كه شامل شود زكات مبادى ادراك و تحريكى را ، بلكه بايد متخلّق بود ، به اجاده وجود خود ، نظير قول قائل :
و لو لم يكن ، فى كفه غير نفسه * لجاد بها فليتّق اللّه سائله
چنان كه حق ، فيض « اقدس » و « مقدّس » را كه اجاده مىفرمايد به اعيان ثابته و ماهيّات امكانيّه ، رحمت او ، و وجه او است و مباينت با او ندارد كه ظهور اوست و از جواد حقيقى بايد ، خود او را خواست ، اعنى : قرب حقيقى تخلّقى و تحقّقى كه :
خلاف طريقت بود ، كاوليا * تمنّا كنند از خدا ، جز خُدا
و او مىدهد ، چنان كه : « اناديته » ، در حديث قدسى ، منادى به اين است ، و « فليتّق
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 77 / 114 و ج 69 / 11 .