تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 640

مساهمون:

ص٦٤٠
سوء عيش ايشان ، و زكات شوقيّه را ، در شوق به ايشان و شوق به آسودگى ايشان ، و در حبّ اهل اللّه و اهل الفقر الصّورى و بغض شياطين و اعمال ايشان ، و زكات قوّت محرّكهء عامله را ، در قضاى حاجت مسلمانان . و از صفات اولياء اللّه آن است كه يتامى را ، چون پدر مهربانند و شيوخ عجزه را ، چون ولد مهربان و خلف صالح‌اند ، و بيوه زنان بىباعث و بيچاره را ، مانند زوج شفيق ، و امثال و اقران را ، همچون برادر و صديق . پس و باقى « ابصار » و « استماع » و بالجمله ادراكات جزئيّه و اشواق و تحريكات مىماند ، براى خود مزكّى ، اعنى : بايد صرف شود در استكمال خود . پس ، ببيند آيات اللّه و بشنود كلمات اللّه و معترّض شود از براى نفحات اللّه ، و بچشد مرارات رياضات ، و لمس كند خشونات و حرارت كبد و تعيّنات و نصبات در صيام و قيام ، و ادراك جزئيّات را بخواهد ، براى كليّات كه آنها دائمات و باقيات‌اند و جزئيات داثرات و زائلات‌اند ، و همهء جزئيّات جسمانيّه ، چون حباب‌اند بر روى درياى رحمتش ، و چون سرابند در بيابان ، از شعاع آفتاب قدرتش و علم فعلىاش :
« أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً »
. « 1 » و زكات دادن عاقله از ، غلّات تعقّلات ، تعليم علوم نظريّه و علوم عمليّه است مر طالبين و مستحقّين را ، از عقول نظريّه و عقول عمليّه مستعدّه ، در هر دو جنبه كه در آن كه « استعداد » نيست ، « استحقاق » نيست ، و طلب كاذب ، در واقع طلب نيست . و در مشاركت « استدعا » با « استعداد » و زيادهء حروف ، اشارت است به آنكه استدعاء بىاستعداد ، « استدعا » نيست و از اين جاست كه دعاى به لسان استعداد ، به اجابت مقرون و خلافش ملحون است ، و معنى اسم شريف : « يا مبتدئا بالنّعم قبل استحقاقها » قبل از استحقاق به عبادات تكليفيّه است ، مانند نعم موهبيّه ، چه عقول فطريّه منشأ عبادات مىشوند و از مقالات امير المؤمنين على عليه السّلام است كه :
رأيت العقل عقلين * فمطبوع و مسموع
و لن ينفع مسموع * اذا لم يك مطبوع
هامش
( 1 ) - تحريم / 12 .