و رسيدن شمس به وسط السماء ، ياد مىدهد از رسيدن نفس نطقيّهء قدسيّه به وسط بين المشرق و المغرب ، « وحدت در عين كثرت » و « كثرت در عين وحدت » ، و بين التّنزيه و التّشبيه ، و بين الجبر و التفويض و به « وسط » در اخلاق ، معبّر عنه به « عدالت » و از تأهب چنين وجودى ، براى تابش آفتاب بىزوال حقيقى .
و مغرب ، ياد مىدهد از بلوغ به نهايات و وصول به غاية الغايات . پس ، عبادت شكرانه بايد كرد ، نسبت به آخر بودن روز . و امّا نسبت به ابتداء شب ، و فراگرفتن ظلمت صورى عالم را ، وقت ياد كردن فشو ظلمت امكانى است ، و التجاى به وجه نورانى رحمانى و محو و طمس و محق كردن ظلمات خلقى را ، به انوار حقّانى ، و استعاذه كه : « اعوذ بعفوك من عقابك و اعوذ برضائك من سخطك ، و اعوذ بك منك » . « 1 »
و امّا دل شب كه وقت « نافلة الليل » است ، و ايثارش براى خلوت و مناجات با دوست ، غنى از بيان است . و همچنين ، استباق به اوقات فضيلت . حديث است كه :
« سيروا فقد سبق المفرّدون » ، و از كلمات عرفاء شامخون است كه : « الوقت سيف قاطع » . « 2 »
بيت
صوفى ، ابن الوقت باشد ، اى رفيق * نيست فردا گفتن ، از شرط طريق
هين مگو فردا كه فرداها گذشت * تا به كلّى ، نگذرد ايّام كشت
« 3 » « فردا » ، آنى را كه بيايد ، شامل است ، چنان كه « دى » ، آنى را كه بگذرد .
مسألة : واجب است توجّه به سوى قبله در صلاة « فريضه » ، و در « مندوبه » شرط صحّت است .
و قبله « كعبه » است ، از براى قريب و جهت كعبه است از براى بعيد . و بعضى گفتهاند : كعبه ، قبلهء اهل مسجد الحرام است و مسجد ، قبلهء اهل حرم است و حرم ، قبلهء اهل دنياست جميعا .
سرّ : كعبه و سمت كعبه ، قبلهء قالب است كه « قبله » و « مستقبل » ، هر دو در
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 86 / 134 .
( 2 ) - از تعابير مشايخ صوفيه .
( 3 ) - « مثنوى » ، دفتر 1 / 5 - رمضانى - 1 / 10 - نيكلسون - و ج 1 / 106 - جعفرى -