اگر از معميّات باشد ، نه از شطحيات ، اين است حلّش ، ولى خالى از سوء ادب نيست . مثنوى
از ادب ، پر نور آمد اين فلك * وز ادب ، معصوم پاك آمد ، ملك
« 1 » تطبيق عددى : اين عدد نوافل مرتبه ، انطباق دارد بر عدد حروف مقطّعه مطلقا ، زيرا كه به انضمام حروف اربعهء فارسيّه - كه « پ » و « چ » و « ژ » و « گ » باشند - به بيست و هشت ، حروف عدد سى و دو مىشود كه عدد شريفى است .
و ببين كه نظام تعليم و تأديب و سياسات و قضاى اوطار ، همه به اين سى و دو حرف است ، و نطق ظاهرى كه انسان ، با آن مؤثر است بر باقى حيوانات ، بر اينها مىگردد ، و دو تاى ديگر ، يكى الف ساكن است ، ديگرى در لفظ نفس انسانى كه چون نفس رحمانى و « وجود منبسط » است و در كتابت آن ديگرى ، نقطهء سيّاله راسم خطوط و نقوش و اشكال حروف كتبيّه است ، چون آن سيّال كه راسم اين همه ازمنه و آونه است .
مسألة : وقت نماز ظهر ، « زوال » است
و دانسته مىشود زوال ، به ظهور ظلّ در جانب مشرق و به ميل شمس به سوى ابروى راست ، در مستقبل قبله . پس به قدر اداى چهار ركعت ، مخصوص به نماز ظهر است ، و بعد مشترك است ، ميانهء « ظهر » و « عصر » ، با تقديم ظهر ، تا بماند به مغرب ، قدر اداى چهار ركعت كه آن مخصوص به عصر است .
و دانسته مىشود مغرب ، به ذهاب سرخى طرف مشرق ، و مخصوص است به نماز مغرب ، قدر اداى سه ركعت و بعد مشترك است ، با تقديم مغرب ، تا بماند به نصف شب ، قدر اداى عشاء كه آن مخصوص است به عشاء . و انتصاف شب ، دانسته مىشود با رسيدن ستارههائى كه اوّل شب ، در مشرق بودهاند به نصف آسمان ، و وقت نماز صبح ، طلوع فجر صادق است ، تا طلوع آفتاب . اينها وقت اجزاى صلاة است . و امّا وقت فضيلت ، از براى ظهر ، از زوال است ، تا گرديدن سايه
هامش
( 1 ) - « مثنوى » ، دفتر 1 / 4 - رمضانى - ج 1 / 8 - نيكلسون - و ج 1 / 94 - جعفرى -