مثل « 1 » شاخص ، و از براى عصر ، پس از فراغ از ظهر است ، و هر چند تقديرا باشد ، تا بگردد سايه دو مثل شاخص و از براى مغرب ، تا ذهاب حمرت مغربى و از براى عشاء ، پس از فراغ از مغرب ، و لو تقديرا تا ثلث شب ، و از براى صبح ، از طلوع فجر صادق ، تا طلوع حمرت مشرقى .
و امّا اوقات نوافل مرتّبه ، در كتب مبسوطه مشروح است و قول به امتداد وقت آنها به امتداد اوقات فضل فرايض ، بلكه وقت « اجزا » هم هست ، مگر « وتيره » كه وقت آن ، ممتدّ است به امتداد وقت اجزاى عشا اتّفاقا ، و وقت نافلهء شب ، از نصف شب است ، تا طلوع فجر صادق .
سرّ : بايد مراقب وقت بود كه ميقات لقاست و منصّهء ظهور و جلاست كه :
« الصلاة معراج المؤمن » و بايد به دل گذرانيد كه اگر مقتدرى صادق الوعد ، وعده بدهد تو را كه مخلّع كند به خلع ملوكانه ، در زمانى مسعود ، چگونه ابتهاج و خرّمى دارى ، و مراقب حضور آن وقتى ، و حال آنكه آن ، ملك عبد مملوك ، مالك الملك وجود است .
پس ، چگونه باشد ابتهاج به حضور حق تعالى ملك الملوك بايد ، در اين كلّ شرف و به اين كلّ شعف باشد :
« وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ »
« 2 » و چنان كه براى آن ، مهيّاى حضور به محضر سلطان مجازى ، خوف و رجا مىباشد ، همچنين ، براى مصلّى كه فرمودهاند در اخبار : « لو وزن خوف المؤمن و رجاؤه لاعتدلا » . « 3 »
و امّا اختيار اين اوقات ، براى عبادت ، پس اسفرار صبح ياد مىدهد ، از تجلّى شمس حقيقت به تجلّى اعظم ، و ديگر آنكه صبح بعد از بيدارى ، وقت تعلّق روح نطقى و جمهور روح حيوانى است و عود پس از جلاى از اين وطن در شب كه ياد مىدهد از تجلى حق بر صور اخرويّه در نفخهء صور ثانويّهء ، و ديگر آنكه به تطهير و عبادت تشريعى ، تر و تازه و يقظان مىشود ، براى عبادتهاى تكوينيّه :
« وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ »
. « 4 »
هامش
( 1 ) - يعنى : به اندازهء . . .
( 2 ) - مطفّفين / 26 .
( 3 ) - مصدر يافت نشد .
( 4 ) - اسرى / 24 .