تحصيل طهارت بدنى و روحانى ، و نماز « قالبى » و « قلبى » ، بايد محاربه كرد ، با جنود نفوس ثلاث . پس ، روشن گشت كه : نماز ، در جامعيّتش ، جميع عبادات و اركان و فروع دين را ، چون هيكل توحيد است كه « انسان كامل » باشد ، در جامعيّت « كل الانواع » را .
و از اين است كه در جميع ازمنه ، بر همه واجب بوده ، و در همهء احوال ، مطلق آن ساقط نيست و طبيب نفوس ، در شريعت مداوا فرموده با نماز ، بيمارى انهماك در شواغل دنيويّه را ، و به تكرير امر فرموده ، چون غفلات متتاليه و حجب مواريه در تتابع و تراجعاند . و دانستى ، تكليف « لطف » است و لطف ، بر خداى تعالى واجب است :
« إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ »
« 1 »
و از حكمتهاى جليلهء نماز :
« إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ »
« 2 » ، مجملا اسرار نماز ، بىشمار است و از براى هر يك از مقدّمات و مقارنات و مكمّلات نيز ، مجملى گفته خواهد شد - بتاييد الله تعالى -
مسألة : بدان كه عدد نمازهاى واجب را مختلف گفتهاند
؛ بعضى هفت گفتهاند ، به انضياف صلاة اموات ، و بعضى نه گفتهاند ، با تفصيل [ نماز ] « آيات » ، به نمازهاى خسوفان و زلزله و ظهور امور غريبهء سماويه . و اولى آن است كه شش باشد ، به انطوار اينها در آيات .
و امّا اطلاق « صلاة » بر « نماز ميّت » مجازى است ، زيرا كه : « لا صلاة الّا بفاتحة الكتاب و لا صلاة الّا و تحليلها بالتّسليم » ، و نماز يوميّه ، هفده ركعت مشهور است در حضر ، و يازده مىشود در سفر .
سرّ : عدد هفده ، عدد شريفى است كه كليّات عالم ملك و مطلق عالم شهادت ، اعنى : اعمّ از شهادت مطلقه و شهادت مضافه - كه نفوس را هم شامل باشد - نيز هفده است ؛ افلاك تسعه و عناصر اربعه و مواليد ثلاثه و عالم معنى ، مضاف به اينها .
و نيز ، عدد حروف مقطّعه ، به حسب اصل خط حق كه حذف كنى متشابهات
هامش
( 1 ) - هود / 16 .
( 2 ) - عنكبوت / 44 .