مسأله : طهارت از حدث ، وضوء است ، و غسل و تيمّم .
سرّ : چنان كه با احداث ظاهره ، نتوان داخل در نماز شد - مثلا - همچنين ، با آلايش باطنه نتوان ادّعاى « محبّت » ، بلكه طالبيّت حق كرد .
بيت
غوطه در اشك زدم ، كاهل طريقت گويند : * پاك شو اول ، و پس ديده بر آن پاك انداز
بلكه با وجود ناپاكى ، نبايست دستورى برسد كه : « كلّما ميّز تموه باوهامكم فى ادقّ معانيه فهو مخلوق مثلكم مردود اليكم » ، « 1 » ولى از فضل و كرمش دستورى آمده است ، به جهت استكمال ناقصان ، چنان كه مفهوم فقرهء دعاى صاحب الامر عليه السّلام است كه : « اللّهم اذنت لى ، فى دعائك و مسئلتك » ، و راقم ترجمه كرد كه :
دادى به من ، اذنِ ذكر نامت از لطف * ور نه ، تو كجا و من بىرتبه كجا ؟
و در قابل ، « قابليّت » شرط است و [ ا ] گر مانعى باشد در تحليه به مقبول ، به تخليه از مانع ، مشروط است . تا [ زمانى كه ] زنگ آينه زدوده نشود ، قابل « 2 » عكس نشود . و بالجمله ، طهارت را چهار مرتبه است :
اوّل ، تطهير ظاهر از احداث و اخباث .
دوّم ، تطهير جوارح و اندامها ، از جرايم و ذنوب ، چون دست اندازىهاى بى جا و كج روشىهاى اندامها ، به خلاف شرع مطهّر .
سيّم ، تطهير قلب ، از اخلاق رذيله و خوىهاى بد .
چهارم ، تطهير لطيفهء سرّيه ، از تعلّق به ما سوى الله تعالى .
و اين ، طهارت انبيا و صدّيقين از اولياست ، و [ به ] هر مرتبهء عاليهء از اين مراتب رسيده نمىشود ، مگر با طىّ مرتبهء سافلهء پيش از آن . پس ، [ انسان ] نمىرسد به طهارت لطيفهء سرّيه از « ما سوى اللّه » و تنوير آن به « معرفة اللّه » ، مادامى كه فارغ
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 69 / 293 ، با اضافه « مصنوع » بعد از مخلوق .
( 2 ) - يعنى : باز تاباننده .