تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
مشهور كه : « أنا سيّد ولد آدم و لا فخر » « 1 » ، اشاره به اين باشد و همچنين قول على عليه السّلام كه : « رأيت العقل عقلين ، فمطبوع و مسموع » .

مسألة ، در آداب تخلّى است :

واجب است ستر عورت ، و حرام است استقبال قبله و استدبار آن . و واجب است شستن ، مجراى بول را با آب و شبه احجار با عدم تعدّى . و از سنن است ، تباعد و تسميه و ادعيّه در مواضع مخصوصه . و از سنن اكيده است استبراء ، و مكروه است استقبال نيّرين و استنجا به يمين و اكل و شرب و تكلّم ، مگر به ذكر خدا ، و مستحب است در دخول ، تقديم پاى چپ و در خروج ، تقديم پاى راست - عكس مسجد - الى غير ذلك من الآداب المذكورة فى الكتب الفقهيّة . اسرار : موضع تخلّى را « مستراح » گويند ، چه از خروج از اثقال ، « راحت » حاصل شود ، چنان كه در احتراز از اشغال دنيويه كه نه براى خدا باشد ، راحت است . و ستر عورت ، حكايتى است از ستر نقايص ماديّه و امكانيّه و پوشانيدن ، آنها را به فعليّات و استكمالات و اصلاح جنبهء امرى و ارتياض جنبهء خلقى و نفسانى و تنحيهء قالب ، از نجاسات ظاهره ، چون « واجب » است ، پس تنحيهء قلب از اخلاق رذيله « اوجب » است . و قبله ، حكايتى و مظهرى است از مطلوب ، بلكه از مظهر اعظم مطلوب ، و احترام آن ، ياد مىدهد از احترام مطلوب و توجّه به آن ، مذّكّر است توجّه به مطلوب را ، اين است كه بعضى از طلّاب حق ، ملتزم قبله‌اند ، دائما مهما امكن . و « قبله » قالب بدون جهت ممكن نباشد ، و قلب متوجّه است به حقّ بىجهت كه خود قلب معنوى هم مجرّد است . مثنوى
زير و بالا ، پيش و پس ، وصف تن است * بىجهتِ آن ، ذات جان روشن است
« 2 » و تباعد اشارت است ، به « اماطت اذى » از مسلمانان .
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 8 / 48 و ج 9 / 294 و ج 40 / 59 . ( 2 ) - « مثنوى » ، دفتر 1 / 41 - رمضانى - ج 1 / 122 - نيكلسون - و ج 2 / 40 - جعفرى -
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 557 | ملا هادي السبزواري / كريم فيضى