بيت
نيازارم خود ، هرگز دلى را * كه مىترسم در آن ، جاى تو باشد
و امّا ذكر و طرق مؤدّيهء به آن ، پس معلوم است كه : « ذكر اللّه حسن على كلّ حال » « 1 » ، و
« لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ »
« 2 » . شارع مقدّس ، آدمى را ، در حالت پليدىاش و شبه آن ، اغراء به ذكر فرموده مثل حالت وقاع ، وزن را ، حالت حيض و نفاس ، تا بداند كه در حالت پاكى ، چگونه بايد بود . نفس ناطقه ، در اوايل حال ، هيولويت دارد . پس ، چنان كه هيولى به صور طبيعيّه مصوّر مىشود ، عقل هيولانى [ هم ] به صورت اسماء و صفات حق و مقرّبات به او ، بايد مصوّر شود و تحوّل پذيرد كه آن ، هيولاى عالم حسّ و محسوس است ، و اين هيولاى عالم عقل و عقول و عالم روحانى است .
فرموده : « اذكرونى فى الخلأ اذكركم فى الملاء الاعلى » ، و نيز : « اذكرونى فى الخلوات اذكركم فى الفلوات » « 3 » ، تكثير هيچ چيز از تو ، مثل تكثير « ذكر » ، مطلوب حق تعالى نيست .
فرموده است :
« وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً »
« 4 » ،
« وَ الذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَ الذَّاكِراتِ »
، « 5 » تا به جايى رسى كه وجودت ، عين ذكر حق شود . بيت
آنان كه از شراب تو مدهوش گشتهاند * از ياد غير ، جمله فراموش گشتهاند
و ايضا :
دو عالم را ، به يك بار از دل تنگ * برون كرديم ، تا جاى تو باشد
و چون ، قدرى از مجد نيّرين و خلافتشان مذكور شد ، سرّ كراهت استقبال به فرج ، آنها را ، معلوم است و اگر رو به آنها بنشينى ، دست را حايل كن ! و يمين ، چون اشرف يدين است ، مباشرت شرّ الاخبثين نيست . پس ، بايد استنجاء بسيار باشد كه اعلى براى كار اعلى و ادنى براى كار ادنى « عدل » است كه عدل وضع شىء است ، در موضع خود ، و از اين معلوم است ، سرّ تعاكس تقديم و تأخير پاى راست و چپ ، در مكان شريف و خسيس .
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 86 / 247 .
( 2 ) - طه .
( 3 ) - در مصادر شيعى نيامده است .
( 4 ) - احزاب / 41 با زيادت « ذكرا » بعد از « اللّه » .
( 5 ) - احزاب / 35 .