چگونه ثانى است ، قال صلّى اللّه عليه و آله : « آدم و من دونه تحت لوائى يوم القيمة » . « 1 » و قال اللّه تعالى :
« أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ »
. « 2 »
تنبيه : اگر به تأمّل نظر كرده [ باشى ] در اشياء ، دانسته [ اى ] كه : هر جنس را « نوع » اشرفى است ، و هر نوعى را « صنف » اشرفى و هر صنف را ، « شخص » اشرفى و هر شخص را « عضو » اشرفى به حسب تن ، و « قوّهء » اشرفى به حسب روح . پس ، نوع اشرف در مرغان ، مثل طوطى كه حكايت اقوال « حيوان ناطق » را مىكند و شباهت به او دارد در اقول ، و در حيوانات ديگر ، مسوخات اشرفاند ، چه شباهت به او دارند در افعال ، و فرد اشرف ، اشبه از اشبه از اينها ، و عضو اشرف چون « قلب صنوبرى » كه رئيس مطلق است ، در قواى تن و قوّهء اشرف چون « عقل بسيط بالفعل » - مثلا - در روح انسانى .
پس ، بدان كه : اشرف انواع على الاطلاق « انسان » است ، زيرا كه او فعليّات و كمالات كل را داراست ، بلكه او « كلّ الانواع » است ، چه كامل از انسان ، دو مقام دارد ، مقام « كثرت در وحدت » و مقام « وحدت در كثرت » ؛ امّا اوّل ، پس در اوست صورت نوعيّهء معدنيّه ، چه در او بود ، در نخستين مرتبه از مراتبش صورت نوعيّه كه حفظ مزاج و امتزاج مىنمود ، از تلاشى تا نفوس اربعهء متفاضله به ترتيب و نظام نزول نمودند ، و در اوست ، آنچه در عالم نباتات است ، از قواى نباتيّه ، و آنچه در عالم حيوانات است ، از قواى حيوانيّه ، به نحو اتمّ و آنچه در عالم جنّ است ، از تشكّلات به اشكال مختلفه ، در انقلابات « قلب » و « خيال » .
چه ، انسان به حسب باطن مثل « جنّ » است به حسب ظاهر ، و در اوست آنچه در ملك عمّال است ، چه در كامل عصمت و طهارت است ، به حسب كمال او ، و آنچه در ملك علّام است ، چه در « كامل شناسى » و « خداشناسى » و « فرمان خداشناسى » به نحو كمال است ، بلكه حضرت ختمى صلّى اللّه عليه و آله ، از ملك برتر شد ، كما قال جبرئيل عليه السّلام ليلة المعراج : « لو دنوت انملة لاحترقت » . « 3 »
هامش
( 1 ) - آدم و جميع خلق اللّه يستظلون بظل لوائى ، « بحار الانوار » ، ج 38 / 341 و ج 39 / 313 .
( 2 ) - فرقان / 47 .
( 3 ) - « بحار الانوار » ، ج 18 / 382 .