تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
روحانيّت خود خبر داد كه : « كنت مع جميع الانبياء سرّا و مع خاتم الانبياء جهرا » . « 1 » نكتة اخرى : مقرّر است كه در خطّ استوا ، وقت زوال كه خورشيد بر سمت الرّأس گذرد ، هيچ شاخصى سايه ندارد . پس آن جناب ، چون در خطّ استواى معنوى مقيم بود كه موسى عليه السّلام آداب « كثرت » را بيشتر مراقب ، و عيسى عليه السّلام « وحدت » و « ترك » و « تجريد » را زياد مواظب ، قبيلهء اين مشرق ، و او از آن مغرب بود ، و حضرت محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله « وحدت در كثرت » و « كثرت در وحدت » مثل كفتى الميزان المتساويتين ، داشت و قبلته بين المشرق و المغرب . پس ، آفتاب حقيقت ، در نزول به قمة الرّأس وجود مبارك او ، سايه نگذاشت و همه « نور » شد .

فصل در بيان خاتميّت آن جناب است :

كما فى القرآن المجيد :
« وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ »
. « 2 » چون دانسته شد كه روحانيّت او عقل كلّى و صادر نخستين و به دو سلسله نزوليّه افعال حق تعالى است و قوس « صعود » ، بر وفق قوس « نزول » است ، و هر چه در آن قوس بوده ، بايد در اين قوس به ظهور رسد :
« كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ »
« 3 » ، چنان كه آنجا عقول كليّه بود ، و نفوس كليّه و صور صرفه و طبايع دهريّه ، همچنين به ازاى آنها ، امثالى بايد در صعود محقّق شود ، ليكن در نزول « الاشرف فالاشرف » از حق پديدار آمدند ، در صعود « الاخس فالاخس » بر مىگردند ، و از اين جاست - و اللّه يعلم - كه حملهء عرش در اوّل چهار بودند ، و در آخر هشت مىشوند : « و يحمل عرش ربّك يومئذ ثمانية » « 4 » پس ، آن جناب در عروج ، رسيد به مقام « عقل كلّى » كه در اوّل بود : بيت
دو سر خطّ حلقهء هستى * به حقيقت ، به هم تو پيوستى
« 5 » پس ، وجود مبارك او ، در معنى مقام « رتق » دارد و كمالات عقول كليّه و جزئيّه را
هامش
( 1 ) - نظير روايت ، « بحار الانوار » ج 24 / 76 . ( 2 ) - احزاب / 40 . ( 3 ) - اعراف / 28 . ( 4 ) - الحاقه / 17 با « فوقهم » بعد از « ربّك » . ( 5 ) - « قرآن ، نماد حيات معقول » / 159 .