بيت
احمد ار بگشايد آن پرّ جليل * تا ابد مدهوش ماند ، جبرئيل
عارف ديگر گويد :
چون به خلوت ، جشن سازد با خليل * پر بسوزد ، در نگنجد جبرئيل
چون شود سيمرغ جانش آشكار * موسى از وحشت شود و موسيجهوار
تحقيق عرشى : تحقيق آن است كه انسان حقيقى افضل از « ملك » است ، چه ملك مقيّد است به مقام تنزّه ، زيرا كه از اقسام شهوت مبرّاست و از مقام نباتيّت معرّاست و انسان ، هيكل توحيد است و وحدت جمعيّه دارد ، و كامل او - كه مقام « عقل عملى » و « عقل نظرى » در او به فعليّت رسيده و مظهر « علم » و « قدرت » حق - هر دو - شده و اوست ذو الرّياستين و الفايز بالحسنيين ، به مقام ملك رسيده و از او گذشته ، مراتب دون ملكيّت را هم داراست ، و فعليّات و كمالات مراتب دون را ، بدان كه دون نيست كه : « الوجود خير » بديهى است .
پس ، « انسان حقيقى » ، سيّاح كاملى را ماند كه همهءئ بلاد را به تفصيل ديده باشد و « ملك » كسى را ماند كه يك سواد اعظم را ديده باشد ، چنان كه در احاديث است كه :
« منهم سجّد لا يركعون و منهم ركّع لا يسجدون » . « 1 »
و امّا مقام دوم ، بيانش آن است كه « انسان كامل » ، به منزلهء عاكسى است ، در منصهء ظهور ، و ماهيّات همهء موجودات ، به منزلهء مرائى اويند ، چنان كه او به منزله مرآتى است ، براى اسماء و صفات حق . اين است - و اللّه يعلم - كه در احاديث است كه : « درّنده و چرنده و پرنده و خزنده مخلوقاند ، از اخلاق بنى آدم » . و سبب آن است كه آنچه در انسان است ، چون اقوى و اتمّ است ، خاصّه در وقتى كه « يك پيشه » و « يك انديشه » باشد ، پس ، او « اصل » است و ماعداى او « فرع » او ، و او خود مظهر است ، اسم اعظم حق را - تقدّست اسماؤه -
بيت
جزو كل شد ، چون فرو شد جان به جسم * كس نسازد زين عجايبتر ، طلسم
هامش
( 1 ) - در « بحار الانوار » ، به صورت « منهم سجود لا يركعون » آمده است . ج 57 / 177 .