اخلاق حسنهء اعلى ، مقامات و ارفع مدارك - كه عقل بالفعل باشد - پيدا مىشود :
« إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ »
. « 1 »
و ارضى كه همه عناصر باشد ، از مقام نازل « نفوس فلكيّه » آمده و ارساى جبال ، اگر ارض ابدان باشد ، ارساى جبال « انانيّت » است و اگر عناصر باشد ، همين جبال معهود است و چنين است « زبد » در آيهء شريفه . و اگر « ماء سايل » در آيه را ، « وجود » بگيريم ، « زبد » تعيّنات ماهيّات امكانيّه باشد كه مثل سراباند :
« فَيَذْهَبُ جُفاءً »
. « 2 »
و امّا آنكه فرمودهاند كه : « نحن الآخرون السّابقون » « 3 » ، به تقريب آن است كه عقول كليّه - كه روحانيّت ايشان ست - چنان كه در « فواتح » وجودند ، همچنين « خواتم » اند ، زيرا كه عقول « صاعده » ، در قوس صعود ، با عقول « نازله » در قوس نزولى ، دو مرتبه از يك نوعاند ، بلكه همين عقول نبويّه و ولويّه كه در جلابيت ابدان گويا كندهاند آنها را و كليّتى دارند ، آخرند ، چون غايات عالم « كون » هستند به حسب طول ، و سابقاند چون علّت غائيّهاند و علّت غائيّه در علم فاعل ، سابق است كه :
« اوّل الفكر ، آخر العمل » و از اين جهت است كه حضرت خاتم صلّى اللّه عليه و آله مخاطب آمد به خطاب : « لولاك لما خلقت الافلاك » . « 4 »
بيت
سر خيل توئى و جمله خيلاند * مقصود توئى ، همه طفيلاند
و نيز آخرند در سلسلهء نزوليّه به حسب ابدان ، و سابقاند بر ابدان ، به حسب شرف و به حسب تقدّم بالذّات كه منوّع و مقوّم و مكمّل ابدانند ، و نيز به حسب تقدّم در « دهر » كه وعاء وجود مجرّدات است ، بلكه عقولى كه در كسوت بشريّت هستند و كاملاند ، در اين عالم نيستند و در عالم ابداعاند و با « تن » در اين عالماند .
فروع : چون دانستى كه روحانيّت آن جناب ، « عقل كلّى » است و در تخلّق و
هامش
( 1 ) - فاطر / 11 .
( 2 ) - رعد / 17 .
( 3 ) - « بحار الانوار » ، ج 61 / 232 .
( 4 ) - « بحار الانوار » ، ج 74 / 116 . در نقلى ديگر آمده است : و عزّتى و جلالى لولاك لما خلقت الافلاك ، ج 57 / 199 .