تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
المطالب » . « 1 » وصل : چون اين مقدّمات بدانستى ، عقل منشرحت ، بايد تشريح كند آن وجود مبارك را به جسمانيّت و روحانيّت و بدانى كه : روحانيّت و جنبهء معنى حضرت خاتم صلّى اللّه عليه و آله « عقل كلّى » است ، يعنى : عقل اوّل - چنان كه سابق مذكور شد - و بدانى كه : براهين عقليّه هست ، بر آن وجود مبارك به حسب روحانيّت كه : اصل در وجود هر كس « روح » است و « هدايت » و « ارشاد » ، و تسنين سنن سنيّه و تقنين قوانين علّيّه ، به او متمشى مىشود ، خاصّه در وجودى كه صورتش همه « معنى » است و جسدش همه « روح » و نفسش همه « عقل » ، چه عقل ؟ عقل كلّى نخستين ، چه روح ؟ روح اعظم سبق برده از « روح الامين » ، چه معنى ؟ معنى حروف عاليات و كلمات تامّات و :
« بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ » .
« 2 » پس ، احكامى و براهينى كه از براى وجود « عقل اوّل » است ، همه مىگيرد وجود آن حضرت را . و در اين دعوى ، تنها نيستم كه همهء اعاظم عرفاء متشرّعين و افاخم اخباريّين - كه اهل روايت با درايتند - با ما شريكند ، در اين طريقه كه : روحانيّت او ، اوّل است به حدّى كه اصطلاح ايشان « حقيقت محمديّه » ، حقيقت است در عقل اوّل ، و بدين طريق ، جمع مىشود ميانهء اخبارى كه در باب « صادر اوّل » حق تعالى رسيده . جائى فرموده‌اند : « اوّل ما خلق اللّه العقل » « 3 » ، و جائى : « اوّل ما خلق اللّه القلم » « 4 » ، و جائى : « اوّل ما خلق اللّه روحى » « 5 » ، و جائى : « اوّل ما خلق اللّه جوهرة نظر اليها نظر الهيبة فذابت أجزاؤه فصارت ماء ، ثمّ الارض ثم ارسيها الجبال » « 6 » ، و نيز فرموده‌اند كه : « نحن
هامش
( 1 ) - « آداب النّفس » ، ج 1 / 48 و « سفينة البحار » ، ج 8 / 296 و 297 . ( 2 ) - آل عمران / 45 . ( 3 ) - « بحار الانوار » ، ج 1 / 97 و 102 و 105 و ج 57 / 309 . ( 4 ) - « بحار الانوار » ، ج 57 / 313 و 309 و 362 و 366 . ( 5 ) - « بحار الانوار » ، ج 57 / 309 . ( 6 ) - « بحار الانوار » ، ج 57 / 363 و ج 64 / 13 .