اصل : بدان كه نفس ناطقه ، يا « شريفه » است - و مقابل اوست خسيسه - يا قويّه است - و مقابل اوست ضعيفه - [ و ] يا جامعه است ، شرافت و قوّت هر دو را . و هر يك از اين نفوس سه گانه را ، مراتب است ، به حسب « كمال » و « توسّط » و « نقصان » ؛ شريفه آن است كه صاحب حكمت و حريّت باشد و « حكمت » ، شناختن حقايق است ، از « خداشناسى » و « خودشناسى » و « فرمان خداشناسى » ؛ چه فرمان شريعت نبىّ و چه فرمان طريقت او .
و « حريّت » آزادى از بندگى شهوت و غضب است ، قال اللّه تعالى :
« أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ ؟ »
. « 1 » بيت
اى هواهاى تو ، خدا انگيز * زين خداهاى تو ، خدا بيزار !
و هر يك از اين دو ، يا غريزيّه [ است ، ] يا اكتسابيّه ، يا تأييديّه . و حكمت غريزيّه ، استعداد شديد است ، براى اكتسابيّه ، يا تاييديّه . قال امير المؤمنين عليه السّلام :
رأيت العقل عقلين : فمطبوع و مسموع * و لن ينفع مسموع ، اذا لم يك مطبوع
« 2 » و حصول حريّت ، با حصول « عدالت » است و « عدالت » ، مانند معجونى است ، مركب از چهار خلط : « عفّت » ، و « شجاعت » ، و « سخاوت » ، و « حكمت » خلقى كه غير حكمت علمى است - كه گذشت -
: « عفّت » ، [ عبارت از ] اقتصاد است ، ميانهء « شره » و « خمود » :
« وَ عَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ »
« 3 » و : « شجاعت » ، واسطه است ، ميانهء « تهوّر » و « جبن » :
« أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ »
« 4 » و : « سخاوت » ، واسطه است ، ميانهء « تقتير » و « تبذير » :
« وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا ، لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً »
. « 5 » و
هامش
( 1 ) - فرقان / 45 .
( 2 ) - در حديثى از على « ع » آمده است : العقل عقلين : عقل العلم و عقل التّجربة ، « بحار الانوار » ، 78 / 6 .
( 3 ) - نحل / 9 .
( 4 ) - فتح / 29 .
( 5 ) - فرقان / 67 .