تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
ظلمانيّه :
« أَلْهاكُمُ التَّكاثُرُ »
« 1 » و روز نشر ، اين طومار « نشر » شود كه : « اذا ماتوا انتبهوا » ،
« فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ »
« 2 » قارىاش خواهد گفت ، به طور تعجّب كه :
« ما لِهذَا الْكِتابِ ، لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً ، إِلَّا أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً »
. « 3 » پس ، اى عزيز ! غافل مباش و اين جا تلاوت كتاب « تدوينى » و « تكوينى » آفاقى و انفسى را ، به تقديم برسان ، تا آنجا معطّل نمانى و شرمسار نباشى .

فصل در ابواب جنّت و نار است :

بعضى ، اخلاق « حسنه » و « رذيله » را [ ابواب جنّت و نار ] دانند ، يعنى موجب استحقاقيّت ورود بر ابواب ، آنهايند . پس ، هشت خلق حسن - كه مجامع اخلاق و صفات حسنه‌اند - موجب ورود بر ابواب جنّان‌اند ، و هفت خلق رذيل - كه مجامع اخلاق رذيله و صفات قبيحه‌اند - مورّث بر ابواب نيران‌اند . و قول محقّقين ، نه اين است ، بلكه گويند : مشاعر خمسهء ظاهره ، و دو مشعر باطن ، « ابواب سبعه » اند براى دوزخ ، و با اعلى المشاعر « ابواب ثمانيه » اند ، براى بهشت . و بهتر آن است كه گفتيم كه : موجب استحقاقيّت ورود بر ابواب « بهشت » و « دوزخ » شوند و دو مشعر باطن را ، آن كه « خيال » و « وهم » گفته ، تسامح كرده كه خيال - چنان كه مكرّر گفتيم - « حافظ » است ، نه « مدرك » . پس ، ادراك خيالى ، ادراك « حسّ مشترك » است ، ولى از درى داخل [ مىشود ] كه به خيال [ راه ] دارد . پس ، هر گاه هر يك از « مشاعر سبعه » استعمال شود ، در شهوات دنيا و در كثرات ظلمات ، نه در جهت وحدت و نوريّت كه در ادركات‌شان ، بىجهت ارتباط به حق باشد ، موجب ورود دوزخ شود ، از ابواب هفت‌گانه . و هر گاه ، قرين شود به اينها عقل « بالفعل » ، و اين‌ها را صرف كند ، در آنچه براى آن خلق شده‌اند ، چنان كه « شكر » مصطلح علماى حكمت « تهذيب الاخلاق » است ، مثل آنكه جزئيّات را ادراك كند ، به جهت نيل كليّات و محيطات :
« وَ الْباقِياتُ الصَّالِحاتُ خَيْرٌ [ عِنْدَ رَبِّكَ ] ثَواباً »
. « 4 » و
هامش
( 1 ) - تكاثر / 1 . ( 2 ) - قاف / 21 . ( 3 ) - كهف / 47 . ( 4 ) - كهف / 46 و مريم / 76 .