تنقّصات ، كتابى شود شيطانى ، متّصل به هاويهء محترق به نار حاميهء مشحون به اغاليط و اكاذيب .
و مشمول است به حسب تأويل ، قول حق را كه :
« إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ »
« 1 » - الآيه - چون ، اينجا دائم متّصل بود به سجن دنيا ، و محترق بود به نيران « حقد » و « حسد » و « عداوت » و « بغضا » و مانند اينها ، از اخلاقى كه همه ، پيش اهل حق ، آتش است : بيت
باش ، تا از خواب ، بيدارت كنند * در نهاد خود ، گرفتارت كنند
و امّا كتاب جسمانى و نامهاى عمل و در موقف « تطاير الكتب » ، پس ، حق است كه نامها و دفترها كه الآن مطوى است ، بارز و مبسوط خواهد شد ، پر از نگاشتههاى اعمال و اقوال « خير » ، يا پر از نگاشتههاى اعمال « شرّ » .
و داده خواهند شد از « اصحاب يمين » ، به يمين آنها و از « اصحاب شمال » ، به شمال آنها و از بعضى ، از پشت سر آنها و اينها به « ثبور » و « سعير » عودت خواهند شد ، و كتابى كه از پشت سر داده مىشود ، نامهء عمل نيست ، « كتاب اللّه » است كه احكام آن را و حاملين آن را ، پشت سر انداختهاند :
« فَنَبَذُوهُ وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَ اشْتَرَوْا بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا »
. « 2 » پس ، از آنجا كه « كما تدين تدان » ، روز قيامت ، به طور طنز و تعريض ، با او عمل كنند كه : بگير ! از همان جائى كه انداخته [ بودى ] .
و اين نامهء عمل ، چنان كه « قابل » خواهد ، « فاعل » و « نگارنده » خواهد و « فاعل » و « مصوّر » ، كرام كاتبين هستند ؛ ملائكهء يمين ، اعمال « حسنه » را نويسند و ملائكهء شمال ، اعمال « سيّئه » را . قال تعالى :
« إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ »
« 3 » و قال :
« وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبِينَ »
« 4 » و همه را « كرام » فرده ، چه ملائكهاند و جنود حقّاند .
و اين كتاب ، چون اينجا مانند طوامير پيچيده شده است ، از كثرت شواغل
هامش
( 1 ) - مطفّفين / 18 .
( 2 ) - مطففّين / 7 .
( 3 ) - قاف / 16 .
( 4 ) - انفطار / 10 و 11 .