تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
معلوم است كه آن كه به حسب روح « بالفعل » شده و دو بال ؛ عقل « نظرى » و عقل « عملى » را اصلاح داده ، در اوج لاهوت است و جبروت است ، نه در تجويف فلك و تصرّف آن ، مگر به حسب مركب و سفينه ، و الّا معلوم است كه « علويّات » را تسخيرات است ، نسبت به « سفليات » ، بلكه تأثيرات سفليات نوزده گانه نيز ، به واسطهء علويّات است . و آنكه از جناب امير المؤمنين على عليه السّلام مأثور است كه : « المشترى عندى سواء و زحل » « 1 » ، سببش آن است كه : روح اعظم و نفس كليّهء الهيّه شده و بدن ، مطلقا مانند قميصى شده كه « خلع » و « لبس » اش با اختيار است . پس ، از مشترى و زحل و مؤثّرات امكانيّهء أعلى و أسفل ، آن را چه خلل ؟ پيش گفتيم كه : انسانى كه عقل بسيط شده است ، به حسب گوهر ذاتش ، بدل « مكان » ، در « جبروت » ، بل متدلّى به « لاهوت » است و بدل « زمان » ، در « دهر ايمن اعلى » ، بل متعلّق به « سرمد » است . مصرع : آن ، نمك اندر شد و كل پاك شد . و به مؤثّرات امكانيّهء گوهر ذاتش
« لَنْ تَرانِي »
« 2 » مىگويد ، بلكه خود آن انسان طبيعى چنين است ، ولى :
« نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ »
. « 3 » « يا من بابه مفتوح للدّاخلين و سبيله واضح للمنيبين » « 4 » ، همه را صلا زده ، ولى نداى
« ارْجِعِي »
« 5 » را « نفس مطمئنّه » شنيده ، نه « مسوّله » و « امّاره » . و توجيه ديگر آنكه : موحّد به توحيد افعالى ، وجودش « لا حول » مىسرايد ، چه جاى موحّد به توحيد صفاتى و ذاتى ؟ پس ، در نظر شهودش « مشترى » و « زحلى » و « سعد » و « نحسى » نمانده : « لا إله الّا اللّه » و « لا هو الّا هو » .

فصل در بيان مادّهء صور اخرويّه :

بايد دانست كه صور اخرويّه ، مادّه از سنخ
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ، ج 34 / 433 . ( 2 ) - اعراف / 143 . ( 3 ) - حشر / 19 . ( 4 ) - يا من بابه مفتوح لداعيه . . . « بحار الانوار » ، ج 86 / 68 و ج 94 / 145 . ( 5 ) - فجر / 27 و 28 .
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 448 | ملا هادي السبزواري / كريم فيضى