تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
مادّهء عالم طبيعى نخواهند ، چنان كه به اشارت و صراحت گذشته . پس ، مادّه چون « بذور » و « حبوب » براى نبات و اشجار ، و « بيوض » براى اطيار ، و « نطف » براى حيوان نخواهند ، و الّا دنيويّات خواهند بود . بلى ، « مادّه » معرّب « مابه » است و مادّه به اين معنى را دارند كه تصوّرات و تخيّلات و تعقّلات و ملكات و اخلاق حميده و رذيله باشند . اگر حميده است ، اظلال آنها صور زيبا و اگر رذيله است ، اظلال آنها صور شوهاء خواهد بود . و گفتيم : نفس ، در آن نشئه مستكفى است ، اسباب خارجه نمىخواهد ، چون معدّات و اضواء و اوضاع و حركات و نحوها ، و مادّهء قابله - كه از اسباب داخله و علل قوام است - نيز نخواهد كه « ما هو » ، آنجا « لم هو » است ، كما قال ارسطاطاليس . و به سوى اينها اشارت است قول حق تعالى :
« إِنَّما تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ »
« 1 » و
« بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ »
« 2 » و
« فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ »
« 3 » و مانند اينها در كتاب اللّه ، و قول نبى صلّى اللّه عليه و آله : « انّما هى اعمالكم تردّ اليكم » . « 4 » و قولش : « انّ الجنّة قيعان غرسها سبحان اللّه » « 5 » و در قول بسيارى از مليّين كه قائل‌اند به « تجسّم اعمال » اشارت به اين است ، چه تكرار افعال و اقوال ، منشاء ملكات شود ، ملكه - چنان كه رسيدى - مصوّر شود ، به صور جسميّهء ملكوتيّه . و امّا شبهه به اينكه : آن صور ملكوتيّه جسم نيست ، بسيار واهى است و عاميانه است . چه ، به لسان متكلّم ، « جسم » آن است كه « طويل » و « عريض » و « عميق » باشد و آن صور چنين است و به لسان حكيم ، آن است كه قابل ابعاد ثلاثه باشد و مراد به ابعاد ثلاثه ، خطوط ثلاثهء متقاطعه بر زواياى قوائم باشد ، و آن اجسام نوعيّهء اخرويّه كه مجرّد از هيولى هستند ، نه از امتداد و مقدار ، قابل خطوط با اين وضع هستند . و « قبول » اعمّ است از انفعال تجدّدى و استعداد هيولى ، و از اتّصاف ، چون « اربعه » كه قابل زوجيّت است .
هامش
( 1 ) - طور / 16 . ( 2 ) - اعراف / 37 . ( 3 ) - شورى / 29 . ( 4 ) - « بحار الانوار » ، ج 3 / 90 و ج 10 / 454 . ( 5 ) - « بحار الانوار » ، ج 18 / 335 و ج 93 / 174 .