رباعى
سر رشته دولت اى برادر ، به كف آر * وين عمر گرامى به خسارت مگذار
يعنى ، همه جا با همه كس در همه كار * مىدار نهفته ، چشم دل جانب يار
« وَ اذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيراً »
« 1 » ، و
« وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ »
. « 2 » [ ابن فار ] ض [ گويد : ]
و لو خطرت ، لى فى سواك ارادة * على خاطرى سهوا ، قضيت بردتى
« 3 »
فصل در ميزان است :
ميزان را نيز چون « صراط » و غيرش ، روحانيى است و جسمانى ، و « روحانى » را ميزان علومى است و ميزان اعمالى . امّا موازين علوم پنج است و اسمائى كه بعض علماء اسلام آنها را به اينها خواندهاند ؛ ميزان « تلازم » كه به « قپان » تشبيه كردهاند ، و « ميزان » تعاند كه اين هم به آن ماند ، چنان كه شرطيهء منفصله به شرطيهء متّصله برگردد ، و ميزان « تعادل اكبر » ، و ميزان « تعادل اوسط » ، و ميزان « تعادل اصغر » كه اينها شبيهاند ، به ذى الكفتين .
و امّا ميزان اعمال كه اعتقاد به آن بر مكلّف واجب است :
« وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ »
. « 4 »
پس ، بعضى از مليّين ، « وزن » را به معنى « عدل » گرفتهاند ، و بنابراين ، ميزان عمل روحانى مىشود ، و بعضى ديگر گويند كه : اعمال مؤمنين را مصوّر مىكنند به صور حسنه و اعمال كفّار و فجّار را به صور قبيحه و صور را وزن كنند . و اين از ابن عباس منقول است ، و بهترين اقوال در « وزن » ، قول معظم مليّين است كه وزن دفاتر و صحايف اعمال و اقوال باشد ، زيرا كه جاى ديگر گفتيم كه :
اشياء را چهار وجود مىباشد ، و از آن جمله است ، وجود كتبى كه نقش شىء هم ظهور اوست كه مرآت لحاظ او باشد ، و از اين جاست كه كتابت قرآن و أسماء اللّه و النّبى صلّى اللّه عليه و آله و الائمة عليه السّلام را محترم بايد داشت .
پس ، كتابت اعمال هم ، وجودى است از اعمال ، و موضوع آن وجودات كتبيّه نيز اتّحادى به آنها دارد . پس نزد راقم ، اين ، تأويل هم نيست ، اگر چه تأويل نيز مجوّز
هامش
( 1 ) - احزاب / 41 .
( 2 ) - عنكبوت / 44 .
( 3 ) - « ديوان ابن الفارض » / 70 .
( 4 ) - اعراف / 8 .