درجات زمان ، در مشموليّت آن ، چون مشموليّت ساعات است براى يوم زمانى ، و چون مشموليّت ايّام است ، براى سنهء زمانيّه .
پس ، چون شب آيد ، شب زندهدارى كنند و رجوع قهقرى به روز را بروز دارند كه چه كردند ؟ و عقل نظرى كه چون « سلطان » است ، امر كند به عقل عملى كه چون « وزير » است كه وا دارد مستوفى نفس ملهمه را كه در دفتر خانهء مدارك باطنه ، حساب نفس « لوّامه » ، يا نفس « مسوّله » ، يا نفس « امّاره » را بكشند ، و امر :
« زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقِيمِ »
« 1 » را امتثال نموده ، ميزان قسط به ميان آرند و حسنات و سيئآت آن روز را بسنجند .
پس ، اگر حسنات بيشتر باشد ، مقايسه و موازنه كنند ، به نعم الهى كه :
« أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً »
« 2 » و معلوم است كه شرمسار شوند و كليل و حسير برگردند . چه ، متناهى را به غير متناهى چه نسبت است ؟ و زبان به حمد و شكر بگشايند ، و زمزمه شكر بر توفيق و شكر بر شكر به گوش سكّان ملكوت رسانند ، و هويداست كه حقّ شكر انجام نگيرد ، پس جبههء عجز و جبين انكسار به خاك مذلّت مالند . و اگر سيئآتشان بيشتر باشد ، به « توبه و انابه » او ، استكانت و ابتهال به درگاه حقّ متعال تدارك كنند و نالههاى جانسوز و آههاى آتشافروز برآرند .
بيت
حق را به غير دل نبود ، منزل دگر * آن هم دل شكسته دلان ، نى دل دگر
فى الحديث القدسى : « انا عند المنكسرة قلوبهم لأجلى » ، و اگر هر دو برابر باشند ، در شب با اعمال صالحهء قلبيّه و جوارحيّه حسنات را افزون كنند ، بلكه چنان كه جاى ديگر نگاشتهايم ، بعضى از صاحبان مقام محاسبه و مراقبه - كه از اهل تقواى اخصاند - خواطر را حساب مىكنند كه بىياد او هرگز نباشند .
بيت
هر كه نه گويا به تو ، خاموش به * هر چه نه ياد تو ، فراموش به
« 3 »
هامش
( 1 ) - اسرى / 37 و شعرا / 182 .
( 2 ) - لقمان / 19 .
( 3 ) - شعر از نظامى است در « مخزن الاسرار » .