الواث باطنه و خباثات نفسانيّه ، تا محل واردات قلبيّه شود و متخلّق به اخلاق اللّه گردد كه عرش بايد به صفت ذى العرش وسعت او باشد . . « 1 »
- تكثير هيچ چيز از تو ، مثل تكثير « ذكر » ، مطلوب حق تعالى نيست . . . تا به جايى رسى كه وجودت ، عين ذكر حق شود .
آنان كه از شراب تو مدهوش گشتهاند * از ياد غير ، جمله فراموش گشتهاند
دو عالم را ، به يك بار از دل تنگ * برون كرديم ، تا جاى تو باشد
« 2 » - « خودپرست » بدتر است از « بت پرست » . « 3 »
سبزوارى با تكرار سخن اخير ، اثبات كرده است ، به اين مضمون كه « خودپسندى » پليدتر و ناپسندتر از « بتپرستى » است ، اعتقادى بس راسخ دارد .
او در حقيقت ، اين موضوع را تا حدّ يك « عقيده » مورد تأكيد قرار داده است . از نظر حكيم : « در آن كه استعداد نيست ، استحقاق نيست ، و طلب كاذب ، در واقع طلب نيست » . « 4 »
او طبق انگارههاى عرفانى خود ، انسانها را به گام برداشتن در چرخهء « سير الى اللّه » مىخواند ، آنجا كه صميمانه مىگويد :
« ركوع « فنا » ست و سجود « فناى از فنا » ، در خدا گم شو ! كمال اين است و بس ( اين [ معنى سجدهء ] اوّل است ) . گم شدن [ را ] گم كن ، وصال اين است و بس ! « 5 »
در گفتارهاى نكته دار و درسآموز او ، دعوت به پيوستن به كوى دلدادگان و معنا پيشگان و تحريض به گام سپارى در سر سراى جانان ، كم نيست و چه بسيار موارد كه با ندايى روحانى ، از مخاطبانش مىخواهد گامى بردارند و تحوّلى را پذيرا شوند :
پس به خود آ ، تا با خدا باشى ، چنان كه خدا با توست در همه حال ، و نيست كامل ، آنكه خدا با اوست ، اوست كامل كه او با خداست . « 6 »
موضوع جالب اين است كه سبزوارى ، بسيارى از تلقّىهاى عرفانىاش را ، با
هامش
( 1 ) - همان / 472 .
( 2 ) - همان / 475 .
( 3 ) - همان / 485 .
( 4 ) - همان / 545 .
( 5 ) - همان / 527 .
( 6 ) - « اسرار الحكم » - نسخهء مستوفى - / 70 .