تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
الواث باطنه و خباثات نفسانيّه ، تا محل واردات قلبيّه شود و متخلّق به اخلاق اللّه گردد كه عرش بايد به صفت ذى العرش وسعت او باشد . . « 1 » - تكثير هيچ چيز از تو ، مثل تكثير « ذكر » ، مطلوب حق تعالى نيست . . . تا به جايى رسى كه وجودت ، عين ذكر حق شود .
آنان كه از شراب تو مدهوش گشته‌اند * از ياد غير ، جمله فراموش گشته‌اند
دو عالم را ، به يك بار از دل تنگ * برون كرديم ، تا جاى تو باشد
« 2 » - « خودپرست » بدتر است از « بت پرست » . « 3 » سبزوارى با تكرار سخن اخير ، اثبات كرده است ، به اين مضمون كه « خودپسندى » پليدتر و ناپسندتر از « بت‌پرستى » است ، اعتقادى بس راسخ دارد . او در حقيقت ، اين موضوع را تا حدّ يك « عقيده » مورد تأكيد قرار داده است . از نظر حكيم : « در آن كه استعداد نيست ، استحقاق نيست ، و طلب كاذب ، در واقع طلب نيست » . « 4 » او طبق انگاره‌هاى عرفانى خود ، انسان‌ها را به گام برداشتن در چرخهء « سير الى اللّه » مىخواند ، آنجا كه صميمانه مىگويد : « ركوع « فنا » ست و سجود « فناى از فنا » ، در خدا گم شو ! كمال اين است و بس ( اين [ معنى سجدهء ] اوّل است ) . گم شدن [ را ] گم كن ، وصال اين است و بس ! « 5 » در گفتارهاى نكته دار و درس‌آموز او ، دعوت به پيوستن به كوى دلدادگان و معنا پيشگان و تحريض به گام سپارى در سر سراى جانان ، كم نيست و چه بسيار موارد كه با ندايى روحانى ، از مخاطبانش مىخواهد گامى بردارند و تحوّلى را پذيرا شوند : پس به خود آ ، تا با خدا باشى ، چنان كه خدا با توست در همه حال ، و نيست كامل ، آنكه خدا با اوست ، اوست كامل كه او با خداست . « 6 » موضوع جالب اين است كه سبزوارى ، بسيارى از تلقّىهاى عرفانىاش را ، با
هامش
( 1 ) - همان / 472 . ( 2 ) - همان / 475 . ( 3 ) - همان / 485 . ( 4 ) - همان / 545 . ( 5 ) - همان / 527 . ( 6 ) - « اسرار الحكم » - نسخهء مستوفى - / 70 .