تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
از ديدگاه فيلسوف حكمت‌دان : نفس آن موقع شريفه است كه صاحب حكمت و حريّت باشد « 1 » . او در تحديد مرزهاى حكمت ، مهمترين نقش را به « عقل » و « عقول » مىدهد و تكليف نفوس را اين مىداند كه در جرگهء عقول داخل شوند : بدان كه : انكار عقول ، انكار « حكمت » است ، چه معظم ابواب حكمت ، مباحث عقول است و چنين كسى « حكيم » نيست . . . ديگر ، انكار غايات نفوس است كه نفوس بايد « عقول » شوند . . . « 2 » و در نهايت ، با صراحت يادآورى مىكند : اشتباه‌ها ، از انس به عالم طبيعت است . . . الهى ! آن را كه عقل دادى ، چه ندادى ؟ و آن را كه عقل ندادى ، چه دادى ؟ « 3 » بالجمله : هر فعلى يا انفعالى ، به قوّتى و طبيعتى است ، در حكمت « 4 » . امّا « معرفت » نيز عبارت از : تذكّر عهد اوّل و به ياد آوردن روح است ، بعد از قرين شدن به عالم طبيعت . « 5 » پس از تعريف و تحديد « حكمت و معرفت » ، آنچه در درجهء بعد اهميّت و اشاره كقرار دارد ، اصول عقلى و فلسفى درجه اوّلى است كه به مناسبت‌هاى مختلف ، در « اسرار الحكم » آمده و برخى از آنها چندين بار تكرار شده است . در اين بخش ، مقدارى از اين اصول عام حكمت نظرى مورد نقل قرار مىگيرد : - علّت « عقل كل » ، « علّت كلّ » است . « 6 » - « معلول » مثل و مقابل نشود . « 7 » - هر « ندّ » ى ، به وجهى « ضدّ » است . « 8 »
هامش
( 1 ) - همان / 572 . ( 2 ) - همان / 158 . ( 3 ) - همان / 93 . ( 4 ) - همان / 223 . ( 5 ) - همان / 430 . ( 6 ) - همان / 98 . ( 7 ) - « اسرار الحكم » - نسخه مستوفى - / 98 . ( 8 ) - همان / 98 .
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 32 | ملا هادي السبزواري / كريم فيضى