كدامين جهت آمده است و مبدائش « قريب » است ، يا « بعيد » ؟ مگر به مشعر ديگر فهميده شود ، چه آن ادراك نمىكند ، مگر موصول به محلّ خود را .
و مشّائون گفتهاند : دليل بر تأديه و توقّف ادراك بر وصول تموّج كيفيّت معلولهء آن به صماخ ، چند امر است :
- يكى آنكه : اگر جسم كثيفى باشد ، ميانهء صايت و سامع ، سماع متعذّر يا متعسّر خواهد بود .
- دوّم آنكه : هر گاه تبرى بر چوبى زنند ، اگر نزديك باشد ، « رؤيت » و « سماع » با هم باشند و اگر دور باشد ، رؤيت مقدّم باشد ، و اين نيست ، مگر به علّت آنكه تأديه زمانى خواهد .
- سيّم آنكه : هر گاه يك طرف نى ، يا شبه آن ، بر دهن متكلّم باشد و يك طرف ديگر از آن ، بر گوش سامعى ، و تكلّم كند آن متكلّم به كلامى ، هر آينه آن سامع مىشنود و حضّار ديگر نمىشنوند ، چه تأديهء هوا نسبت به ايشان محقّق نيست .
- چهارم آنكه : در نزد هبوب رياح عاصفه ، صوت مؤذّن و غيره ، در جهت مجراى رياح شنيده مىشود . اگر چه ، بعد مسافت باشد و در جهت خلاف شنيده نمىشود ، اگر چه قرب باشد .
- و [ اگر ] امام فخر رازى گويد : اين ، دليل دوران است و مفيد يقين نيست ، - جواب آن است كه : به معونهء حدس صائب ، يقين كامل را افاده مىكند ، چنان كه در بسيارى از مطالب چنين است .
و ديگران ، با مشّائين معارضه كردهاند كه : اگر بنيان مرصوص ، يا آهنين باشد ، بايد از وراء آن ، « صوت » شنيده نشود و حال آنكه شنيده مىشود ، و اين ، سخيف است . چه ، تجربه شده است كه اگر مسامات بسيار سماع ، صوت اقوى باشد و اگر كم باشد ، اوهى باشد . پس ، اگر هيچ نباشد ، البته « سماع » نخواهد بود .
و دو معارضه ديگر [ نيز در اين باب ] كردهاند : يكى آنكه در ديوارى كه منافذى باشد و هواى حامل شكل كلمه ، نفوذ كند ، شكل كلمهء مخصوصه باقى نمىماند ، به جهت صدمهء جسم كثيف به آن . و معارضهء دوّم اين است كه : يا هر جزء هوا ، حامل كيفيّت صوتيّه است يا مجموع . پس ، اگر هر جزء حامل باشد ، بايد سامع ، كلمهء
اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 278
مساهمون: ملا هادي السبزواري
ص٢٧٨