كنى طرفى از آن را ، به چيزى . و بعضى گفتهاند كه : از براى هر صورتى ، صدائى است و در بيوت شنيده نمىشود ، به سبب قرب مسافت . پس ، گويا در يك زمان واقع مىشوند ، اين است كه صوت مغنّى ، در بيوت اقوى است ، از صوت او در صحرا .
و چون صدا عكس نداست و حكايتى از آن ، چون عكس در ديدنىها - كه نمودارى است از عاكس - پس ، در شنيدنىها نيز تشبيه مىشود ، در مقام توحيد ، در كلام عرفا ماهيّات امكانيّه اعتباريه به آن ، و وجود اصيل ، از جهت وجه اللهى به ندا ، چنان كه جامى - قدّس سرّه السّامى - گويد :
بيت
از نداى تو در افتاد ، صدائى به حرم * خواست صد نعرهء لبيك ، ز اهل عرفات
پنجم : قوّت باصره است و آن قوّتى است گذارده شده ، در روح بخارى كه در « 1 » مسمّى به « مجمع النّورين » و « ملتقى العصبتين » است و آن ، چنان است كه دو عصبه مجوفه رستهاند ، از غور به طنين مقدّم دماغ . و آنكه از طرف راست رسته ، به جهت چپ رود و آنكه از طرف چپ رسته ، به جهت راست رود ، تا با هم ملاقات كنند و در موضع ملاقات تجويف ، هر دو يكى شود و « عرش » و « سرير » قوّت باصره ، آنجاست .
و بعد از ملاقات ، آنكه از طرف راست آمده ، به حدقهء يمنى آيد و آنكه از طرف چپ ، به يسرى ، به حيثيّتى كه شكل صليبى پديد آيد ، مثل دو « دال » كه پشت به پشت باشند . پس ، نور به حدقتين ، از نزد تخت سلطان دحو شود .
و در تركيب عين ، عجايب صنعى [ فراوان نهفته ] است ، مجملى [ از آن ] ذكر شود ، باكى نيست كه باعث زيادتى بصيرت است . پس ، بدان كه : « عين » مؤلّف است ، از هفت طبقه و سه رطوبت .
هامش
( 1 ) - « در » زايد به نظر مىرسد .