تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
اوّل ، معارضه و مقابله كرده‌اند اينها را ، به وجود ديگر كه تفصيل در جاى ديگر مذكور است . و امام فخر رازى ، وجهى ذكر كرده است براى مذهب بقراط كه اقرب است و آن اين است كه : « منى » ، فضل هضم رابع است و اين ، بعد از آن است كه دم ، نضج تامّ يافته و استعداد شديد گرفته ، براى آنكه جواهر اعضا شود . و از اين جهت است كه ضعفى كه حاصل شود ، بعد از استفراغ « منى » ازيد است ، از ضعف حاصل از استفراغ دم به اضعاف آن ، زيرا كه موجب ضعف در جواهر اعضاى اصيله است ، چه اين رطوبات قريب الانعقاد شده‌اند . پس ، گويا از اعضا ، چيزى جدا مىشود . - و شايد اشكال كنى در مفصّله نيز كه بنابر اين كه « منى » متشابه الامتزاج باشد - نه متشابه المزاج - مفصله بىفايده است . - جواب گوئيم كه : قول به مفصّله ، از ارسطاطاليس و تابعين اوست و ثانيا مىگوئيم كه : بنا بر مذهب بقراطيان نيز ، قول به مفصّله جايز است ، از براى ابقاء تمايز اجزاء ، سيّما بعد از اختلاط و سيلان و مرور بر دماغ و نخاع و كليتين ، تا انثيين ، تا نزول در رحم . - اگر بگوئى كه مادهء « منى » ، هر گاه فضل هضم رابع است و اين در اعضاء متشتّته است ، پس از كدامين مجرى به انثيين راه دارند و چگونه از همهء اعضاء متكاثره مجارى باشد به دماغ و حال آن كه جمهور مادّهء « منى » ، يا خميره‌اش ، بايد از دماغ بيايد ؟ - مىگوئيم : چنان كه قرشى گفته است كه اين رطوبات پراكنده است ، بر اعضا - مانند شبنم - و معلوم است كه نيست در هر جزء از هر يك از اعضاء ، مجرائى به سوى انثيين ، پس ممكن نيست وصول ، مگر به تبخير كه صعود كنند به دماغ . پس ، به برد دماغ متكاثف شده ، نازل شوند در عروق خلف اذنين و نفوذ كنند به سوى نخاع ، تا برسند به كليتين و عروق ما بين آن و انثيين و استحاله بيابد آن مادّه و بعد نفوذ كند در انثيين و نضج و تعديل كامل بيايد . تصالح : بايد دانست كه اينها كه به مصوّره قائل‌اند ؛ اگر الهيّين حكمايند ، منظور