به نظر مىرسد ، بخش اوّل اين كلام ، قابل مناقشه است ، امّا ادامهء كلام ، گفتار صحيحى به نظر مىآيد .
سيرى در « اسرار الحكم »
« اسرار الحكم » ، از تأليفات ارزشمند سبزوارى به شمار مىرود . اين اثر داراى مزايايى است كه سبب مىشود ، در ميان نوشتههاى او جاودانه مانده و همچون نگينى پر تلألؤ بدرخشد . مشتمل بودن اين اثر بر بيش از چهار دانش ؛ « فلسفه » ، « عرفان » ، « كلام » و « فقه » ، و برقرارى رابطههايى « ميان دانشى » بين اين فنّها و دانشهاى چهارگانه ، چهرهء خاصّى به اين تأليف بخشيده است .
مىدانيم كه : طريق وصول به حقايق اعيان موجودات ، به طور كلّى ، بيرون از چهار نيست : حكمت مشّائى ، كلام ، حكمت اشراقى و عرفان نظرى كه اصحاب آن را « مشائى » ، « متكلم » ، « اشراقى » و « عارف » مىخوانند و اين هر چهار ، مبتنى است بر دو مبنا ، يكى عقل و دو ديگر : شهود . « 1 » سبزوارى ، كتاب خود را تركيبى از اين هر چهار نظام مىداند ، آنجا كه در ختام مقدّمهاش مىنويسد :
و بالجمله ، از باب :
« وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
، مىگوئيم : كتابى است جامع
« حكمت ايمانى » و « حكمت ذوقى و وجدانى » و « حكمت بحثى و برهانى » .
اشتمال « اسرار الحكم » بر اثبات عقايد اماميّه و مبرهن ساختن ديدگاهاى كلامى شيعه - خصوصا با نگاه خاصّى كه شيعه دربارهء دو مقولهء نبوّت و امامت دارد - محتواى « اسرار الحكم » را بين « فلسفه » و « كلام » مردّد كرده است . و همين موضوع سبب مىشود به طور جزم نتوان به « فلسفى صرف » يا « كلامى محض » بودن اين نوشته عظيم القدر حكم داد . سبزوارى از جنبهء كلامى كتاب خود ، در خلال آنچه در باب « نبوّت » و « امامت » به قلم آورده ، دفاع نموده و به مناسبتى مىگويد :
و گويا منقول عنه علّامه محقّق دوانى باشد و در سالف زمان در كلام او ديدهام ، اين
هامش
( 1 ) - « اساس التوحيد ، در قاعدهء الواحد و وحدت وجود » ، ميرزا مهدى آشتيانى ، با مقدّمهء استاد منوچهر صدوقى سها ، انتشارات مولى .