معتبر است ، خواه قابل موادّ باشد و خواه انفس و خواه قوا . پس ، يك قسم كتاب تدوينى است و آن معلوم است ، چون قرآن حكيم ، و تكوينى است و آن دو قسم [ است : ] آفاقى و انفسى .
و آفاقى ، اقسام دارد : « امّ الكتاب » كه نفس كلّ باشد ، نه عقل كلّ كه بعضى گفتهاند ، چه ، آن قلم اعلاى حق است و جهت قبول و لوحيّت ، هر چند ماده به معنى متعلّق باشد ، ندارد و كتاب « محو و اثبات » كه نفوس منطبعهء فلكيّه باشد ، و كتاب « مسطور » در رقّ منشور ، هيولى كه مسمّاست به « سجلّ الكون » . و اينها طبقات كليهء كتاب آفاقى است و معلوم است در موضعش كه هر سماء را ، نفس كليه است و نفس منطبعه و به اينها اشارت است با قول حق تعالى :
« صُحُفٍ مُكَرَّمَةٍ مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ »
. « 1 »
و امّا انفسى ، كتاب مبين انسانى است كه نسخهء جامعه است ، مشتمل بر كل آنچه در عالم « امر » و « خلق » است . چه ، حق تعالى انشاء « كلام » و « كتاب » و « امر » و « خلق » فرموده و فرموده :
« فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ »
« 2 » و
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ »
« 3 » و اين كلمات و كتب ، بسطى و انتشارى داشت ، لهذا نسخهء جامعهء مختصره به هم بسته ، تأليف فرموده كه قرائت و مطالعه آسان باشد كه هر چيز در آن « اقلام » و « كتب » است ، در اين نسخهء وجيزه هست ، بلكه اسماء و صفات متكلم و منزل الكتاب را متّصف است : « تخلّقوا باخلاق اللّه » « 4 »
« وَ فِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ »
« 5 » .
و امّا كتب جزئيّهء حق ، حدّ و حصر ندارند كه همه ، نفوس حيوانيّه و قوا ، كتب متشتّتهء حقاند كه به يد قدرت او نگاشته شدهاند .
بيت
به نزد آنكه جانش در تجلّى است * همه عالم ، كتاب حق تعالى است
و حجة الاسلام شيخ غزّالى در كتاب « احياء العلوم » ذكر كرده كه :
هامش
( 1 ) - عبس / 113 و 14 .
( 2 ) - مزمل / 20 .
( 3 ) - علق / 1 .
( 4 ) - « اسفار » ج 1 / 30 .
( 5 ) - ذاريات / 21 .