تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسرار الحكم في المفتتح والمختتم (فارسى) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
است تفصيلى به معلومات كثيره متخالفه » ، پس هر واحد را علم تفصيلى به « واحد » دانسته كه واحد مساوى با « واحد » و حاكى از « واحد » تواند بود ، و برنخورده است كه : ذات احد واحد ، چگونه علم تفصيلى بود ، به دو امرى كه در نهايت خلاف‌اند ، از حيثيّت « وجوب ذاتى » و « امكان ذاتى » و [ نيز ] « غناى ذاتى » و « فقر ذاتى » و نحو اين ؟ چه ، ذات اقدسش ، علم تفصيلى است به ذات اقدسش ، و نيز علم تفصيلى است به معلول اوّلش به علاوهء مفاسد ديگر . فصل : در بيان قول محقّق صدر المتألهين ، صاحب « اسفار » است كه مرضىّ راقم نيز همان است . بيت
هزار نقد به بازار كاينات آرند * يكى به سكّهء كامل عيار ما ، نرسد
و اوّل بايد دانست كه : هر وجود كامل ، بايد آنچه وجود و فعليّت است در ناقص ، همه را دارا باشد ، با شىء زايد ، چنان كه در سلسله نزوليّه :
« اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ »
« 1 » آنچه را نازل دارد از وجود و كمال ، وجود عالى دارد ، مع شىء زايد . و چگونه نداشته باشد و آن عالى سابق ، علّت است و فيّاض است بر نازل و معطى الكمال ، دارنده و يابنده آن كمال است و آنچه در مستفيض است از فعليّت مستعار ، از مفيض است . و در سلسلهء عروجيّه - كه « قوس صعودى » اش نيز گويند - كه از « نقص » به « كمال » رفتن است و امر
« ارْجِعِي »
« 2 » را امتثال كردن است - هر چه را از فعليّت‌ها ناقص متلو دارد ، آن كامل ، تالى دارد ، مع شىء زايد ، چنان كه مشهور است كه : آنچه « نبات » دارد ، از قواى فعليّه ، « حيوان صامت » دارد ، و آنچه « حيوان صامت » دارد ، از قواى محرّكه و مدركه ، « حيوان ناطق » دارد ، الى ما شاء الله تعالى . چه ، ترقيّات طوليّه استكمال است ، نه « خلع » و « لبس » و « سودى » پس ، از زيانى كه در انقلابات است . چه ، استكمال لبس است و سودى پس از سودى ، تا برسد به « سود اعظم » و « غبطهء
هامش
( 1 ) - بقره / 34 . ( 2 ) - فجر / 28 .