و ماندن شب اوّل و شب آخر ، معتبر در تحقّق اقامه نيست ، و هرگاه در اثناى روز ، قصد اقامه نمايد ، آن روز ملفّق مىشود ، و از روز آخر به مقدارى كه از روز ، در روز اقامه گذشته ، بايد بگذرد تا ده روز تمام شود .
و بعض علما در اين صورت ، ده روز را غير از روزى كه ديگر ، قصد اقامه مىنمايد ، و روزى كه بيرون مىرود ، اعتبار نمودهاند « 1 » و آن ، خالى از ضعف نيست و احوط ، مراعات آن است .
و تابع شخص - چون زن و غلام و نوكر - در قصد اقامه ، تابع آن شخص مىباشند ، هرگاه اطمينانى به قصد او داشته باشند .
و قصد اقامه ، منعقد مىشود به آن كه يك نماز را بعد از قصد اقامه ، تمام نمايد ؛ پس اگر بعد از آن ، عدول نمايد ، يا متردّد در ماندن شود ، حكم اقامه باقى است ، و نماز را تمام مىكند ، هر قدر كه در آنجا بماند ؛ هر چند به قدر اداى يك نماز باشد .
و هرگاه در اثناى نمازى كه به نيّت قصر ، شروع نموده ، قصد اقامه نمايد ، آن نماز را تمام به جا مىآورد ، و به آن نيز اقامه منعقد مىشود .
و بعضى اقامه را به آن منعقد نمىدانند « 2 » و آن ، ضعيف است .
و هرگاه نمازى را تمام به جاى نياورده ، عدول نمايد ، يا متردّد در اقامه شود ، نماز را قصر به جا مىآورد .
و هرگاه بعد از اقامه ، نمازى را كه قصر نمىشود ، به جا آورد - چون مغرب و صبح - اقامه به آن منعقد نمىشود .
و همچنين به اداى نافلهاى كه در سفر ساقط است ، منعقد نمىشود ، و شروع
هامش
( 1 ) - سيد محمّد عاملى در مدارك الاحكام ، ج 4 ، ص 460 .
( 2 ) - قايل آن يافت نشد . ر . ك : مفتاح الكرامة ، ج 10 ، ص 582 .