پس اين حديث را با مختار ، منافاتى نيست ، و نظر به ظاهر حديث مذكور ، مىتواند كسى را دو وطن باشد كه در سالى شش ماه در اين و شش ماه در آن بماند ؛ چنانچه در بعض بلدان ، معمول است .
[ احكام متفرّقهى متعلّق به نماز مسافر ]
بحث سيّم : در بيان احكام متفرّقهى چند ، كه متعلّق به نماز مسافر است .
و آن در ضمن مسائل چند ، ايراد مىشود :
مسأله : عبرت در لزوم قصر و اتمام ، به حال اداى نماز است ، نه حال وجوب آن ؛ پس اگر در سفر ، وقت بر او داخل شود ، و او نماز را به جا نياورد تا وارد وطن شود يا قصد اقامه نمايد ، بايد نماز را تمام به جا آورد ؛ هر چند وقت وجوب آن ، قصر بر او واجب شده .
و بعضى از علما قصر را بر او لازم دانستهاند « 1 » .
و بعضى او را مخيّر بين القصر و التمام مىدانند « 2 » .
و بعضى با وسعت وقت ، تمام را لازم ، و با ضيق آن ، قصر را لازم دانستهاند « 3 » .
و اين اقوال ، خالى از ضعف نيست .
هامش
( 1 ) - ابن ادريس حلّى در السرائر ، ج 1 ، ص 332 .
( 2 ) - ابن جنيد اسكافى به نقل علّامهى حلّى در مختلف الشيعة ، ج 3 ، ص 126 ؛ شيخ طوسى در المبسوط ، ج 1 ، ص 141 و النهاية ، ص 133 .
( 3 ) - قائل آن معلوم نگرديد ، و اعترف بذلك صاحبا المدارك و الرياض .
ر . ك : مدارك الاحكام ، ج 4 ، ص 479 و رياض المسائل ، ج 4 ، ص 396 . و شهيد ثانى اين قول را بدون ذكر قائل آن در ضمن اقوال بر شمرده است . ر . ك : روض الجنان ، ج 2 ، ص 1060 .